برپایی یک ابر کشور در اروپا…

  • برای پیشرفت باید به نیروهای جوان و متخصص اعتماد کرد/ راهکار حفظ استقلال اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است
  • تاریخ خبر : یکشنبه ۹ مهر ۹۱ - ۴:۱۱

    کد خبر : 1934

    برپایی یک ابر کشور در اروپا…

    اخیرا گزارش گروهی وزرای امور خارجه کشورهای بزرگ اروپایی منتشر شده که در آن یک ابردولت/ابرکشور اروپایی را به اروپایی …

    اخیرا گزارش گروهی وزرای امور خارجه کشورهای بزرگ اروپایی منتشر شده که در آن یک ابردولت/ابرکشور اروپایی را به اروپایی متشکل از کشور/دولت‌های کوچک ترجیح داده‌اند.

    به گزارش فارس، اندیشکده «شورای آتلانتیک»، در مقاله‌ای به قلم «جولیان لیندلی» استاد راهبرد دفاعی در آکادمی دفاع هلند، می‌نویسد: سیاستمداران اروپایی در پی آن هستند که بزرگ‌ترین تغییر سیاسی اروپا، از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون را به بار آورند و ابردولتی اروپایی را جایگزین دولت‌ها کنند و به مخالفت مردم نیز اهمیتی نمی‌دهند.

     

    * تاریخی که وین پشت سر گذاشته شبیه به تاریخ خود اروپاست

    تاریخ وین کمابیش به امپراتوری مقدس روم بازمی‌گردد و با این سابقه، شهر اصلی اروپایی پساامپراتوری است. وین که اکنون پایتخت یک کشور ثروتمند و مدرن اروپایی است، زمانی مرکز یک امپراتوری وسیع چندفرهنگی و چندقومیتی بود که در سال ۱۹۱۸ و به دلیل خلأ سیاسی سقوط کرد. بنابراین برای اروپای مدرن استعاره‌ای بهتر از وین پیدا نمی‌شود.

     

     

    * در گزارش گروهی وزرای خارجه اروپا بین دو نوع اروپا تمایز قائل شده‌اند

    من کل تعطیلات آخر هفته‌ام را صرف مطالعه و تفکر در باب آینده حکومت‌های اشرافی اروپا کردم و گزارش گروهی وزرای خارجه اتریش، بلژیک، دانمارک، فرانسه، ایتالیا، آلمان، هلند، لهستان، پرتغال و اسپانیا کردم. اگر این گروه گروهی در مسابقات فوتبال بود حتماً اسمش را می‌گذاشتند گروه مرگ، چون غیرممکن بود کسی بتواند از این گروه بالا بیاید. این گزارش بین اروپایی که حول کشور-دولت و پارلمان‌های ملی شکل گرفته، با تمام نقص‌هایی که دارد و اروپایی که با یک ابردولت اروپایی جایگزین کشور-دولت می‌شود، با تمام نابرابری‌هایش، تمایز قائل می‌شود و خطوط مبارزه‌ای بین این دو اروپا را مشخص می‌کند. این گروه با عزمی راسخ دومی را انتخاب می‌کند.

     

    * اروپای بزرگ‌تر به معنی دموکراسی کمتر است

    من با بخش زیادی از این گزارش موافقم. نمی‌توان با این نظر مخالفت کرد که «اتحادیه اروپا به تقاطع تعیین کننده‌ای رسیده است». این استدلال مهم نیز قانع کننده است که اروپای «۲۸ عضو-کشور یا بیشتر» کمتر از جمع کل کشورهای اتحادیه اروپا نماینده این قاره است، اما دلیل اصلی آن این است که آن‌ها می‌خواهند قواعد بازی را با ساختار، قدرت و بلندپروازی تغییر دهند. اما در مورد بخش‌های دیگر این گزارش توافقی با وزرای خارجه ندارم، چون مدام از دموکراسی و مسئولیت‌پذیری دم می‌زنند، اما برای آن‌ها اروپای بزرگ‌تر به معنی دموکراسی کمتر است. این گزارش در واقع سند بنیان‌گذاری منطقه جدید اروپاست و آن‌ها خودشان را پدران بنیان‌گذاری چون «شومان»، «دو اسپاک» و دیگران می‌دانند.

     

    * وزرای خارجه کشورهای اروپایی خواستار اروپایی متحدتر و قدرتمندترند

    آن‌ها نیاز به «تغییرات معاهده‌ای» را مطرح ساخته‌اند تا در صورت لزوم عمیق‌تر شدن اتحاد اقتصادی و پولی صورت گیرد، و یک سیاست عمیق‌تر هم همکاری بین اعضا-کشورهاست تا سازوکار نظارتی کارآمدی در بانک مرکزی اروپا پیاده کنند تا بر بانک‌های دیگر نظارت داشته باشد، و همچنین کمیسیون اروپا قدرت بیشتری به دست آورد و رئیس کمیسیون اروپا را بتوانند مستقیماً انتخاب کنند (وزیر امور خارجه آلمان، «گوییدو وسترول» هفته گذشته کمیسیون اروپا را یک دولت اروپایی خواند). تمامی این‌ها باید در کنار یک پارلمان تقویت شده اروپایی قرار بگیرد «تا از مشروعیت و مسئولیت‌پذیری کامل دموکراتیک اطمینان حاصل شود». آن‌ها همچنین اتحادیه اروپا را موظف ساختند که «بازی‌اش در صحنه جهانی را قوت بخشد»، به این ترتیب که سیاست خارجی و امنیتی واقعی و واحدی برای اروپا تعیین کنند و یار مخالف (بریتانیا) را از تصمیم‌گیری‌های مربوط به سیاست خارجی و امنیتی اروپا بیرون بکشند و یک سیاست دفاعی جدید برای اروپا طراحی کنند که «در نهایت به ساخت ارتشی اروپایی بینجامد».

     

     

    * بایستی در تصمیمات مهم سردمداران اروپا نظرات شهروندان هم لحاظ شود

    خلاصه اینکه اشراف‌زادگان اروپا در پی خلق هیولایی سیاسی‌اند، چیزی که وزیر امور خارجه لهستان «رادک سیکورسکی»، عامدانه در سخنرانی هفته گذشته ضدبریتانیایی خود در دانشگاه آکسفورد عنوان نکرد. اما ما شهروندان چه واکنشی نشانی می‌دهیم؟ هفته گذشته یکی از اعضای حقوق‌بگیر این حلقه اشرافی اروپا به من گفت که دهانم را ببندم. او تصویری از آینده اروپا برایم ترسیم کرد. به من هشدار دادند که از سر راه قدرت‌های بزرگ کنار روم. من پاسخ دادم: «بله، من سر راه قدرت‌ها می‌ایستم چون اتفاقی که دارد می‌افتد آنقدر مهم است که باید نظر ما شهروندان هم شنیده شود، چه دوست داشته باشید، چه نه.» او هم بی‌اعتنا خرناسی کشید. مشابه این الگو در بخش‌های دیگر اروپا هم تکرار می‌شود. نخبگان به تدریج جامعه مدنی را خفه می‌کنند، زیرا منتقدان یا عضوی از نخبگان شده‌اند یا مرعوب و یا هم عضو و هم مرعوب.

     

     

    * مردم اروپا با ایده یک ابرکشور اروپایی مخالفند، اما امکان اعتراض ندارند

    با یک مرد شریف وینی قهوه می‌خوردیم و گپی می‌زدیم. او ایده‌ اروپایی بزرگ را نمی‌پسندید چون معتقد بود این اروپا اتریشی‌ها را یاد گذشته‌ای دردناک می‌اندازد، اما او نیز مانند میلیون‌ها اتریشی دیگر احساس ضعف می‌کرد. می‌گفت متنفر است از اینکه سیاستمداران از جانب ما مردم تصمیم بگیرند و ما مردم هیچ نگوییم. او همچنین گفت که قدردان بریتانیاست که بار دیگر در مقابل این توهم که یک ابرکشور اروپایی داشته باشیم مقاومت کرده است. متأسفانه دلم نیامد به او بگویم که نخست وزیر این کشور «کامرون» و دولت ضعیف و ناتوانش فاقد آن دوربینی و شجاعت سیاسی‌اند که بتوانند برای منافع بریتانیا ایستادگی کنند، چه برسد که بخواهند فکر منافع کشورهای کوچک‌تر و دورتری باشند که اصلاً چیزی از آنان نمی‌دانند.


    * اشراف‌ اروپایی در پی ایجاد عمیق‌ترین تغییر سیاسی از جنگ جهانی دوم تاکنون هستند 

    این گزارش را نباید دست‌کم گرفت. این گزارش آغاز کمپین هدف‌دار اشراف‌ اروپایی است تا عمیق‌ترین تغییر سیاسی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون را به وجود آورند. آن‌ها به هر تدبیری متوسل می‌شوند، اینجا خواستار تغییرات رسمی در معاهدات می‌شوند و آنجا راهشان را از معترضان، از شهروندان نگرانی مثل من، یا بریتانیای به زودی عضو اتحادیه اروپا، جدا می‌کنند. با توجه به این مسائل، وین مکان مناسبی برای یادآوری داستان آن پادشاه عریانی به نظر می‌رسد که آمده بود بیرون لباسش را نشان مردم دهد. آن دفعه سر امپراتور کلاه گذاشتند تا فکر کند لباسی جادویی به تن دارد، این دفعه امپراتوران سر مردم کلاه می‌گذارند.

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir