فقر در روستای لادمخ،خانواده ای را چادر نشین کرد

  • برای پیشرفت باید به نیروهای جوان و متخصص اعتماد کرد/ راهکار حفظ استقلال اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است
  • تاریخ خبر : پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۹۳ - ۰:۴۹

    کد خبر : 22597

    فقر در روستای لادمخ،خانواده ای را چادر نشین کرد

    مادری با پسر ۱۳ ساله اش زیر چادری که متعلق به هلال احمر است نزدیک یکسال است روزگار می گذرانند

    واران نیوز» اینجا روستای لادمخ  است، اما در این روستا صحنه ای تاسف بار دل هر بیننده ای را به درد می آورد. در میانه زمین شالیزار  مادری با پسر ۱۳ ساله اش  زیر چادری که متعلق به هلال احمر است  نزدیک یکسال است روزگار می گذرانند و گویا فقر مادر و پسر را چادرنشین کرده است.
    – به روستای لادمخ که فاصله آن باشهر صومعه سرا کم است، می رویم تا یکی از صحنه های تاسف بار اطرافمان را خبری کنیم و زندگی مادر و پسری را رسانه ای کنیم  که از سر بی خانمانی و بی پولی زیر چادری ۴متری زندگی می کنند.
    شهربانو  متولد سال ۱۳۶۰ با ۳۳ سال سن بعد از سالها رنج تنگدستی به دلیل نداشتن خانه باید همراه فرزند خود زیر چادر آن هم درشالیزار زندگی کند.


     

    وقتی نزدیک چادر می شوم او در چادر نیست و اهالی می گویند برای نشاء برنج به مزرعه مردم رفته است و تا ساعتی دیگر برمی گردد. منتظر می مانم بعد از ساعتی زنی با پای برهنه و گل آلود و چادر برکمر بسته نزدیک می شود. اسمش را می پرسم و می گویم اینجا خانه شماست؟ می خندد و می گوید: اسمم شهر بانواست ،اما روزگار مرا بانوی چادری محقر و برزنتی کرده است و یکسالی است که به همراه پسرم زیر چادر روزگار سپری می کنم.

    وقتی از او می خواهم تا استراحتی کند و دست و صورت را با آب بشوید متوجه می شوم آب کمی در سطل وجود دارد و خبری از آب لوله کشی نیست.

    شهربانومی گوید :باید هرروز منتظر بمانم تا هئیت امنا مسجد برای نماز در مسجد را باز کنند تا بتوانم برای آوردن آب به مسجد بروم . زیرانمی خواهم سربار همسایگان خود باشم. شهربانو تنها منبع در آمدیش را از طریق کار در مزرعه مردم و آن هم به صورت فصلی می داند و می گوید : در برف زمستان گذشته زیر چادر بودم و همسایگان بسیار به من کمک کردند. او از همسایگانش که قصد ساختن خانه رابرایش دارند تشکر می کند و خود رامدیون آنها می داند. هرکس به وسع توان خود از یک شاخه برق تا سنگ بلوک و سیمان میله گرد کمک کرده است اما با تمام این کمک ها خانه او تازه پی آن ساخته  شده است.

    وی می گوید : دیگربه دلیل فقر و مشکلات، توانایی اینکه به دکتر هم بروم ،را ندارم.
    شهربانو می گوید :  به نهادهای حمایتی بارها مراجعه کردم ولی صحبت از ضامن کارمند ومجوز و ..می کنند. حتی نتوانستم وام ۳۰۰ هزار تومانی بگیرم که حداقل یک کامیون شن برای زیر چادر تهیه  کنم.شهربانو  با لبخندی تلخ از این حرف مسئولان یاد می کند و می گوید: من اگر پول داشتم که به آنها مراجعه نمی کردم. اصلا کجای تیپ و قیافه زندگی من به ضامن می خورد.

    شهربانو می گوید  : در حال حاضر فرزندم باید به مدرسه می رفت ولی متاسفانه او نمی تواند به مدرسه برود چون پولی نداریم برای او کتاب بخریم. او می گوید : در فصل سرما و بارندگی زندگی کردن زیر چادر را امتحان کرده ام اما فکر نکنم طاقت گرما فصل تابستان را داشته باشم . 

    جالب تر زمانی است که از شهر بانو می پرسم از مسئولان چه می خواهی برایت انجام دهند می گوید اول از همه برای مردم روستا ی لادمخ که قسمتی از خیابان هایش نیاز به آسفالت دارد و هنوز تیربرق های چوبی هم عصر با ادیسون یخچال های آنها را می سوزاند و سیم های برقی که فرسوده و توان انتقال برق را ندارند فکری اساسی کنند

    و در مرحله بعد در روستای لادمخ به خاطر نداشتن سطل های زباله شاهد آن هستیم که زباله ها یا کنار جاده و یا در رودخانه ریخته می شوند که این امر مشکلات زیادی را برای ما بوجود آورده است

    و سپس ورودی جاده لادمخ که جاده ترانزیت از آن می گذرد به خاطر نداشتن شانه خاکی جان دانش آموزان و عابرین این روستا در خطر است  و در آخرمی خواهم فکری برای پل روستای لادمخ به دیگر روستاها که بسیار قدیمی و عرض آن کم است بطوری که یک خودرو در یک طرف می ماند تا دیگری بگذرد و بعد آن عبور می کند داشته باشند.

    دیگر برای خود مانده ام که چه بگویم شهربانو تمام زندگیش چادر برزنتی امانتی و خرت و پرتی است اما با افتادگی تمام از خواسته خود نمی گوید وگویی نیازهای روستای لادمخ را بر درخواست خود ترجیح می دهد و گویا در قصری نشسته مجلل با تمام امکانات و آرزویش توسعه و آبادانی روستای ۱۰۰خانواری لادمخ است.

    سایه چادر برزنتی در باد غروب می‌لرزد، چند متر آن طرف‌تر، ماشین‌ها با سرعت از اتوبان شهرصومعه سرا می‌گذرند و شهربانو منتظر است تا نور لامپی که همسایه اش به اوداده زیر چادرش را روشن کند و گویا بانوی چادر نشین می رود تا به پای زندگی‌ بسوزد و بسازد .
    این صحنه تنها نمونه ای از فقر در شهرستان صومعه سرا  است که چنین عیان شده اما چه بسیار جنبه هایی از فقر که در زیر پوست شهر در همین نزدیکی ها پنهان شده است.آسیبهای اجتماعی در شهرما بیشتر به دلیل مشکلات مالی و بیکاری است و مسئولان باید هم برای این مادر و پسر  و هم برای دیگر شهروندان محروم فکری اساسی بیندیشند.چرا مادر و پسری  باید از حداقل امکانات یک زندگی یعنی خوراک، پوشاک و مسکن محروم باشد.

    يک ديدگاه

    1. نام شما گفت:

      همت کنید پول بذارید روی هم و یه خونه نقلی براش رهن کنید، این دیگه سر و صدا نداره !
      یعنی عرضه همین کار هم از نیروهای ارزشی اونجا بر نمیاد؟

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir