مردم میپرسند بیمارستان صومعه‌سرا بر اساس کدام مقیاس به عنوان درجه یک دست پیدا کرده است؟!

  • گیلان پیرترین استان کشور/ زاد و ولد در زوج های گیلانی کاهش یافت
  • تاریخ خبر : چهارشنبه ۷ خرداد ۹۳ - ۱۵:۲۰

    کد خبر : 22754

    مردم میپرسند بیمارستان صومعه‌سرا بر اساس کدام مقیاس به عنوان درجه یک دست پیدا کرده است؟!

    این روزها بحث پیرامون مریض خانه زادگاهم بسیار زیاد است و داستان ارتقای درجه ارزشیابی این بیمارستان ـ در سطح …

    این روزها بحث پیرامون مریض خانه زادگاهم بسیار زیاد است و داستان ارتقای درجه ارزشیابی این بیمارستان ـ در سطح کشور هم موضوعی است که بسیاری از مردم را سردرگم نموده است.

    تعدادی از همشهریان که با انواع ارزشیابی های معاونت بهداشتی سازمان سلامت آشنایی چندانی ندارند و تنها سوال این روزهایشان این است بیمارستانی که جهت تهیه یک شیاف ساده برای بیماران خود آنها را به داروخانه های آن سوی شهر ارجاع می دهد بر اساس کدام متر و مقیاس به چنین ارتقای ” نامبر وانی ” دست پیدا نموده است.

    اما انگار آنجا خبرها فرق دارد و زیر این کاسه، نیم کاسه دیگری قرار دارد.علت نوشتن این مقاله حکایت از آن شد والدین کودکی بدلیل تب بالای فرزندشان، به اورژانس بیمارستان مراجعه می نمایند.اورژانس نیز حین انجام مراحل ابتدایی درمان از والدین کودک می خواهد برای تهیه شیاف کاهنده تب به داروخانه ها یعنی آنسوی شهر بروند.کاری که براساس قوانین و بسته های جدید حمایتی بیماران در بیمارستانهای دولتی، خلاف مقررات است و بر اساس آنچه در ماههای اخیر اتفاق افتاده است بیمارستان ملزم است حتی داروهایی که موجود ندارد را نیز تهیه ودر اختیار بخش درمانی و مراجعه کنندگان قرار دهد.

    در همین حال که والدین کودک برای تهیه شیاف ساده ویلان شهر می شوند کادر درمانی اورژانس با تشخیص وضعیت بحرانی کودک از یکی پزشکان آنکال مرتبط کمک می خواهند و پس از زمانی پزشک به بیمارستان مراجعه می نماید و اظهار می دارد چون در مطب بوده است جواب تلفن را داده است و اگر در منزل می بود انکال بودن بیمارستان برایش معنا نداشت و جواب تلفن را نمی دادند.

    کودک بیمار که در معرض حملات تشنجی قرار می گیرد، پس از طی مراحل ابتدایی به هر کیفیتی، به مراکز درمانی مرکز استان ارجاع می گردد و میزان آسیب دیدگی مغزی و مابقی ماجرا بماند که در وقت این یادداشت نمیگنجد.اتفاق دقیقا مشابه ای که سالیان گذشته برای اقوام نزدیک بنده در یکی از همین بیمارستانها رخ داد و کودک آنروز با فلج شدن و تحمل ۱۵ سال رنج بیماری، توسط خود و خانواده اش اکنون زیر خاک گرم آرمیده است.

    بله این سیمای ظاهری بیماری است که به خاطر یک تب ساده یا یک شیاف استامینوفن به موقع، کارش به ناکجا آبادهای روزگار می رسد، جامعه ای که به خاطر اهمال کاری احتمالی یک پزشک و یا یک ” شیاف چی ” انسانی را نابود می کند،خانواده ای را ویران می سازد و هزینه های غیر قابل محاسبه ای را برای نظام سلامت یک کشور می تراشد.

    موضوع آنقدر مهم بود و خانواده کودک مذکور آنقدر بی تاب بودند که برای چک نمودن صحت و سقم ماجرا و نوشتن یادداشتی پیرامون آن، تماس فوری با ریاست بیمارستان داشتم.جناب آقای دکترمحمد علی خصوصی ـ البته افتخار آشنایی قبلی با ایشان را داشته ام ـ  که تلاشهای چند وقت اخیر ایشان در بهبود راندمان بخش های تخصصی این بیمارستان بر کسی پوشیده نیست.

    اما تماس تلفنی دوازده دقیقه و شانزده ثانیه ای با ایشان در خصوص اتفاق فوق، پنجرهای جدیدی را در ذهنم باز نمود. ایشان در ابتدا به صراحت اعلام نمودند بیمارستان براساس ابلاغ قوانین جدید سازمان سلامت، تمامی داروهای مورد نیاز بخش اورژانس و دیگر بخش ها را فراهم نموده است و هیچ نیازی به ارجاع بیماران به خارج از ساختمان نیست، حتما با متخلیفین این موضوع برخورد شدیدی خواهند نمود و در مورد داروهای خاص نیز چنانچه همراهان ـ به هر دلیلی ـ آنرا از بیرون تهیه نمایند هزینه آن بلافاصله توسط بیمارستان تامین و پرداخت می گردد.

    وی در ادامه از مشکلات عمیق خود در این بیمارستان سخن گفت.مخالفت صد درصدی ریاست بیمارستان با ارجاع بیماران به مرکز استان از آرمانهای جناب رئیس نشان می داد و گلایه های معنا داری که قابل بررسی و البته تامل برانگیز است.فقر مالی تعدادی از بیماران و قصه مختصر کودک بیمار و یتیمی که تنها ممردرآمدش یارانه دولت و کمک ماهیانه ده هزار تومانی پدر بزرگش، نشان می داد جناب رئیس علاقه مند است نگاه همه جانبه ای به حرفه طبابت خود داشته باشد و برخلاف خیلی ها، دوست دارد بداند مرجع دردها کجایند و چرا بدنها در مقابل داروها مقاوم شده اند.

    صحبت با ایشان به درازا نکشید اما چیزی که از لابلای گفتگوی کوتاهم دریافتم آن بود که کارشکنی هایی پیرامون سرویس دهی حداکثری به مراجعین وجود دارد. شاید می شد ردپای دعواهای جناحی و حتی انتخاباتی را هم در راهروی صحبت های رئیس مریض خانه شمید و آنچه را قبلا ” مریض خانه ها و تجارت مرگ ” می نامیدیم را اکنون باید ” مریض خانه و تجارت سیاست” بنامیم.

    اما واقعا جای افسوس دارد گاهی اوقات تنزل پارامترهای فرهنگی تعدادی از سلول های جامعه این چنین رو به درجه ” وانفسا ” نشانه می رود.سوال اینجاست در کجای جهان با شیاف، کار جناحی می کنند و پزشک آنکال برای جواب دادن به تماس تلفن حیاتی بیمارستان، شرط می گذارد.

    تعدادی اندک از جامعه پزشکان واختصاصا پزشکی که دانایی هایش بی ربط با صرف هزینه بیت المال و سوبسیدهای آموزشی آنهم از گرده همین مردم نیست و دارایی هایش نیز از پولهای اندک همین بیماران و به مدد جیب های پاره و مریضشان است.پزشکی که سوگند یاد کرده است فارغ از هر رنگ و نژادی به بیمار خود خدمتی را ارائه دهد و شغلی دارد که همواره مورد احترام انسانها در همه ی اعصار بشریت بوده است.

    بله این حرفها هم برای آن کودک تنمبان نمی شود و خدا می داند اکنون خانواده اش در راهروهای بیمارستانهای رشت یا تهران چه حالی دارند و تاوان این ” دنیا بازیها ” را چه کسی می دهد.فقط خدا می داند و بس که چرا بعضی انسانها تمایلات به اشتباه غلط سیاسی خود که در حقیقت فانتزی های اجتماعی آنهاست را به روی بالین بیماران گرفتار می آورند و بر سر آن تجارت یا تعامل می نمایند.

    بنده به عنوان همکار خانواده سلامت که سابقه زیاد خدمت در ارشدترین قسمت سازمانی این خانواده از کشور را دارم از مشکلات این بخش به خوبی آگاهم و سابقه مریض خانه زادگاهم را نیز مانند کف دستانم می شناسم و اعتقاد کاملا قلبی دارم بیمارستان مذکورـ در چند سال اخیر ـ لااقل در بخش های تخصصی ارتقای کیفی قابل ملاحظه ای پیدا نموده است.اما در پیوند با مورد اخیر باید گفت اوضاع بخش اورژانس همپای قسمت های دیگر نیست و دارای اشکالات عمده ای مانند امکانات پذیرشی و امکانات جهت بروز توانمندیهای تعدادی از پرسنل وجود ندارد و فاقد سرویس های هتلینگ مناسب است. اما با امید واری باید گفت خبرهای بسیار خوبی را از ریاست کنونی بیمارستان شنیدم و امیدوارم بخش های دیگر شهرستان، مدیران استانی و منابع ملی در جهت نیل به این مهم همت نمایند، فانتزی های اجتماعی خود را کنار بگذارند و بدانند با تولید هر نوع بدافزار در خانواده سلامت، قطعا دودش به چشم همه ما و آنها خواهد رفت.

    ” موشی درخانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد.چند روز بعد ، ماری در تله افتاد و زن خانه را که به سراغش رفته بود گزید؛افراد خانه از مرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش در سوراخ دیوار می نگریست و می گریست!!نتیجه ی اخلاقی : اگر مشکلی برای کسی درست کردی یا شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد ، کمی بیشتر فکر کن. شاید خیلی هم بی ربط نباشد “

    وبلاگ کهن دیار –  مریض خانه صومعه سرا: جایی که دیوارهای آنکال و شیاف استامینیفونش هم گاهی بوی تند ناهماهنگی می دهد

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir