سردار شهید علیجان بی نیاز فرمانده گردان حضرت زهرا (س) /بخش دوم

  • گیلان پیرترین استان کشور/ زاد و ولد در زوج های گیلانی کاهش یافت
  • تاریخ خبر : شنبه ۲۲ مهر ۹۱ - ۰:۵۵

    کد خبر : 2402

    سردار شهید علیجان بی نیاز فرمانده گردان حضرت زهرا (س) /بخش دوم

    سردارشهیدعلیجان بی نیاز بالگرد شناسایی و کوچک بود. نمی‌توانستیم تابوت شهید را در داخل بالگرد قرار دهیم، تصمیم گرفته شد، …

    سردارشهیدعلیجان بی نیاز

    بالگرد شناسایی و کوچک بود. نمی‌توانستیم تابوت شهید را در داخل بالگرد قرار دهیم، تصمیم گرفته شد، شهید را از تابوت بیرون بیاوریم و بدون تابوت در بالگرد گذاشته شود. البته می‌بایست یک نفر راهنما هم با آنها برود تا هم منطقه را بشناسد. و هم زمینه تدفین را فراهم نماید (نمی‌دانستیم پیک خبر رسان ما به زادگاهش رسیده است یا نه و پدر و مادرش که در آنجا بودند خبر داده شده یا نه)بنابر این تصمیم  شد بنده با بالگرد بروم .

    روی صندلی عقب نشستم، پیکر مطهر سردار شهید علیجان بی نیاز را به صورت مورب روی زانوی خودم قرار دادم و با یک دست زیر سر مبارک و با دست دیگر زیر پاهایش را گرفتم(هر وقت که به یاد این خاطره می‌افتم هنوز هم سردی پیکر مطهرش را احساس می‌کنم) و کمک خلبان درب بالگرد را بست. پس از چند لحظه استارت خورد، آماده پریدن شد، کمک خلبان نشست و درب بسته شد.

    با نام خدا از جا برخاست، اوج گرفت و از محوطه سپاه خارج شدیم از مسیر رودسر، گسکر محله، به سمت ماچیان، روی رودخانه پلرود ادامه دادیم، کمی‌اوج گرفتیم، جیرکول، گرمابدشت، سی پل را پشت سر گذاشتیم، وارد منطقه اشکور شدیم، بعد از توساچاله، تواسانکش، کاکرود، باز اوج گرفتیم.

    روبروی زادگاه شهید روستای دلیجان قرار گرفتیم. به خلبان گفتم: این روستای دلیجان است. خلبان گفت کجا باید بنشینیم. گفتم: باید مکان فرود را پیدا کنیم. کل منطقه پوشیده از برف بود. چند بار روی روستا دور زدیم(مردم روستا با دیدن بالگرد هم جلو خانه‌ها یا روی پشت بام‌ها آمدند و با نگرانی به ما نگاه می‌کردند) جایی برای فرود بالگرد آماده نبود که خلبان کمی‌ناراحت شد (چون به او گفته بودم پیغام فرستادیم محل فرود را برف روبی کنند) گفت: چه کنیم. کمک خلبان گفت: چاره ای نداریم  نمی‌توانیم بنشینیم، برگردیم.

    گفتم: ترا به خدا یک کاری بکن، این همه تلاش شده، اگر برگردیم، هم زحمات شما به هدر میرود و هم ما با مشکل روبرو خواهیم شد. خلبان گفت: اگر من در یک ارتفاعی بمانم شما می‌توانید به پایین بپرید. گفتم: باشه، خدا خیرت بدهد، من پایین می‌پرم. مکان خرمن سرای محل، پایین تر از امامزاده بود خلبان بالگرد را به آنجا برد و در ارتفاع حدود یک متری نگه داشت. کمک خلبان درب را باز کرد و کمک کرد من از بالگرد به پایین پریدم. کمک خلبان پیکر مطهر شهید را از داخل بالگرد  بیرون آورد، بنده بغل کردم و روی برف قرار دادم . درب بالگرد بسته شد کمی‌اوج گرفت موجی از برف را با باد سرد به روی ما ریخت و خلبان و کمک خلبان دستی بعنوان خداحافظی تکان دادند و باز گشتند.

    باورم نمی‌شد که در دلیجان هستم. اما با لطف و عنایت خداوند متعال و تلاش و زحمت خلبان و کمک خلبان، با پیکر مطهر سردار شهید علیجان بی نیاز طی حدود یک ساعت از رودسر به زادگاهش دلیجان منتقل شدیم.

    روحش شاد و راهش  همچنان مستدام باد

    ادامه دارد..

    نظر علی علیزاده

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir