بررسی دقیق وضعیت کشور مشترک المنافع اسکاتلند

  • برای پیشرفت باید به نیروهای جوان و متخصص اعتماد کرد/ راهکار حفظ استقلال اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است
  • تاریخ خبر : دوشنبه ۲۰ بهمن ۹۳ - ۱:۴۰

    کد خبر : 28174

    بررسی دقیق وضعیت کشور مشترک المنافع اسکاتلند

    چکیده پادشاهی بریتانیای کبیر که بنیان آن از قرن های ۱۶ و ۱۷ میلادی گذاشته شدو تا قرن بیستم ادامه …

    چکیده

    پادشاهی بریتانیای کبیر که بنیان آن از قرن های ۱۶ و ۱۷ میلادی گذاشته شدو تا قرن بیستم ادامه داشت،در دوران طلایی خود به بزرگترین امپراتوری تاریخ بدل شد.مساحت نواحی مستعمره تحت حکومت بریتانیا در سال ۱۹۹۲ به بیش از ۳۳ میلیون کیلومتر مربع و جمعیت امپراتوری نیز به بیش از ۴۵۰ میلیون نفر می رسید.بدین ترتیب امپراتوری انگلستان بر بیش از یک چهارم خشکی های کره زمین و یک چهارم جمعیت جهان در آن دوران تسلط داشت.وسعت این امپراتوری به حدی بود که معروف بود آفتاب در بریتانیا غروب نمی کند.

    *تفرقه بینداز و حکومت کن* اساس و بنیان روش مستعمره سازی نواحی مختلف دنیااز سوی حکام انگلیسی بود. آنها در ابتدا از طریق تجارت و میسیونرهای مسیحی وارد سرزمین های مختلف می شدند. سپس به دربار نفوذ کرده بین جناح های مختلف حکومت اختلاف افکنی می کردند. در ادامه از سیاستمداران وابسته به خود برای کسب قدرت حمایت کرده و در نهایت کشور را مستعمره می ساختند و بعد از مستعمره سازی نیز تمامی منافع تجاری بازرگانی و کشاورزی کشور مستعمره به سرزمین مادر یعنی انگلیس منتقل می شد تا بدین ترتیب چرخ صنایع در انگلیس بچرخد و رونق بگیرد. آنچه که امروزه پادشاهی بریتانیای کبیرخوانده می شود از اتحاد سیاسی پادشاهی انگلستان و پادشاهی اسکاتلند که شامل ولز نیز می شد در ماه مه ۱۷۰۷ به وجود آمد.در اول ژانویه سال ۱۸۰۱ پادشاهی کبیر(اسکاتلند و انگلیس) با پادشاهی ایرلند دست به یک اتحاد سیاسی زد که بعد از این اتحاد عنوان آن به پادشاهی بریتانیای کبیر و ایرلند تغییر نام پیدا کرد.بیشتر سرزمین ایرلند در سال ۱۹۹۲ از این اتحاد سیاسی خارج و کشور مستقل ایرلند جنوبی را تشکیل داد.(۱)

    واژگان کلیدی: اسکاتلند،کشور مشترک المنافع،بریتانیای کبیر،واحد سیاسی

    مقدمه

    بحث استقلال اسکاتلند از دهه ۱۹۷۰ میلادی به صورت جسته و گریخته مطرح بوده است. ولی این موضوع پس از آن به طور جدی مطرح شد که حزب ملی اسکاتلند(اس ان پی) در انتخابات پارلمانی اسکاتلند در سال ۲۰۰۷ به پیروزی رسید.این حزب به طور مرتب بحث استقلال اسکاتلند را از این تاریخ به بعد و برای جلب پشتیبانی افکار عمومی مطرح کرده است.این حزب در بیستم دی ماه ۱۳۹۰ استقلال اسکاتلند را برای بررسی به پارلمان محلی ارایه کرد. رهبر این حزب الکس آلموند که هم اکنون نیز وزیر اول اسکاتلند است از همان زمان متعهد شده بود که همه پرسی استقلال اسکاتلند را همزمان با هفتصدمین سالگرد جنگ(بناکبرن) که در آن نیروهای ملی اسکاتلند بر انگلیس پیروز شدند برگزار کند.

    اسکاتلند که همراه با ولز و ایرلند شمالی بخشی از پادشاهی متحد انگلیس را تشکیل می دهد با ۷۸ هزار و ۷۷۲ کیلومتر مربع مساحت ۵/۵ میلیون نفر جمعیت،اقتصادی کاملا صنعتی،ظرفیت های علمی،فنی،تحقیقاتی با منابع عظیم نفت و گاز دریای شمال،سطح و استانداردهای زندگی بالاتر از انگلیس است و بزرگترین مرکز مالی پس از لندن را داراست.ارتباطات خارجی سازمان یافته عمدتا با کشورهای آمریکا،چین و اروپای شمالی،اسکاتلند را از بسیاری از کشورهای موجود در عرصه نظام بین الملل قوی تر کرده است.در شرایطی که کشورهای حوزه یورو سخت ترین بحران مالی خود را از زمان تاسیس اتحادیه اروپایی در حال سپری کردن هستند،اقتصاد اسکاتلند طی سالهای اخیر با رشد اشتغال زایی و تولید ناخالص داخلی از بسیاری از کشورهای حوزه یورو جلوتر بوده و برخلاف دولت انگلیس که هزینه های تحصیلی و بهداری بالایی را بر شهروندان خود تحمیل می کند دولت ملی گرای اسکاتلند نظام بهداشت و درمان را همچنان رایگان نگه داشته و دانشجویان اسکاتلندی نیز همچنان از پرداخت شهریه های دانشگاهی معاف هستند.(۱)

    اما سوال اساسی اینجاست که با توجه به رویکرد و روحیه بیش از نیمی از مردم اسکاتلند به جدایی از پیکره بریتانیا،این واگرایی تا چه حد نیازها و انتظارات آنها را برآورده می سازد. این نوشتار در پی آن است تا ضمن آشنایی مختصری با واحد سیاسی اسکاتلند به عنوان کشور مشترک المنافع یا همسود،به نتایج این واگرایی و تبعات منفی و مثبت آن بپردازد

    نقشه اسکاتلند.

    اتحادیه کشورهای مشترک المنافع

    اتحادیه کشورهای مشترک المنافع یا کشورهای همسود: مجموعه ای از ۵۳ کشور مستقل است که همه آنها به جز موزامبیک و کامرون قبلا مستعمره امپراتوری بریتانیا بوده اند. این کشورها روی هم حدود ۳۰ درصد جمعیت کره زمین و ۳۰درصد سطح خشکی های زمین را می پوشانند. چهارچوب همکاری کشورهای این ارگان بر اساس اعلامیه سنگاپور مصوب سال ۱۹۷۱ حول توسعه ارزشهای مشترک مانند حقوق بشر، حکومت قانون، آزادی های فردی، مساوات، دموکراسی، تجارت آزاد، صلح جهانی و همکاری های چندجانبه است. در حال حاضر ملکه الیزابت دوم نماد همبستگی میان تمامی ۵۳ عضو ارگان کشورهای مشترک المنافع است.عضویت در این ارگان به عنوان اتحاد سیاسی تلقی نمی شود و پذیرش ملکه الیزابت دوم به عنوان نماد ارگان به معنای پیروی سیاسی کشورهای عضو از بریتانیا نیست. به جز بریتانیا که الیزابت دوم خود در آن حضور دارد، در کشورهای دیگر عضو این اتحادیه *فرماندار کل* که معمولا به پیشنهاد نخست وزیر آن کشور و دستور الیزابت دوم انتخاب می شود، وظایف رییس کشور را ایفا می کند. کشورهای عضو قلمروهای مشترک المنافع زیرمجموعه اتحادیه کشورهای مشترک المنافع هستند.(۱۵)

    بالاترین مقام تشریفات دربار بریتانیای کبیر ملکه الیزابت دوم عنوان ریاست کشور را در ۱۶ عضو کشورهای مشترک المنافع دارا است. این کشورها به اصطلاح قلمروهای همسود بریتانیا خوانده می شوند. مقام ریاست کشور مقامی تشریفاتی است و در عمل کارهای روزمره کشورهای قلمرو از طریق دولت انتخابی به ریاست نخست وزیر انجام می شود. این کشورها شامل (استرالیا،زلاندنو،پاپوآگینه نو،جزایر سلیمان،تووالو) در اقیانوسیه (کانادا)در آمریکای شمالی(بلیز) در آمریکای جنوبی(آنتیگوا و باربودا،باهاما،باربادوس،گرانادا،جاماییکا،سنت کیتس و نویس،سنت لوسیا،سنت وینسنت و گرنادین)در هند غربی و جزایر کاراییب هستند.(۱۵)

    در تمامی کشورهای مشترک المنافع به استثنای کانادا،رانندگی از سمت چپ جاده انجام می شود و اتومبیل ها فرمان راست هستند.کامرون،نیجریه و غنا بعدها جهت رانندگی خود را به راست تغییر دادند.

    تولید ناخالص این کشورها معادل ۸/۷ ترلیون دلار معادل ۱۶ درصد اقتصاد جهانی است.مساحت کل کشورهای مشترک المنافع ۵/۳۱ میلیون کیلومتر مربع معادل یک یک سوم خشکی های زمین است.پهناورترین کشورهای عضو ارگان همسود کانادا ۸/۹ میلیون کیلومتر مربع،استرالیا ۷/۷ میلیون کیلومتر مربع و هند ۱/۳ میلیون کیلومتر مربع هستند. پرچم مشترک این کشورها (همسود) در ۲۶ مارس ۱۹۷۶ پذیرفته شد. (۱۵)

    جغرافیای طبیعی واحد سیاسی اسکاتلند

    اسکاتلند (به انگلیسی:اس کات لند،به گیلیک اسکاتلندی:البا) واحدی سیاسی است در شمال غرب اروپا که یک سوم شمالی جزیره بریتانیا را در بر می گیرد. اسکاتلند همراه با انگلستان،ولز و ایرلند شمالی کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی را تشکیل می دهد. در کنار خاک اصلی،اسکاتلند همچنین ۷۹۰ جزیره دارد که جزایر شمالی و هبریدز از آن جمله هستند. از این تعداد جزایر ۱۳۰ جزیره مسکونی هستند.در آب های اسکاتلند در دریای شمال ذخایر مهمی از نفت وجود دارد. اسکاتلند از شمال با دریای نروژ،از شرق با دریای شمال،از جنوب غربی با دریای ایرلند و از غرب با اقیانوس اطلس شمالی مرز آبی دارد.آب های ساحلی این کشور،عمدتا در دریای شمال،منبع بزرگترین ذخایر نفت و گاز در بین کشورهای جامعه اروپا است.بخش بزرگی از بلندی های بریتانیا در اسکاتلند واقع شده و ناحیه ای سبز و پوشیده از چمنزار است که قسمت عمده جنگل های کشور را در بر گرفته است. رودهای زیادی در آن جریان دارند که از جمله می توان به رودهای دی،کلیاد و توئید اشاره نمود.بلندترین نقطه آن قله بن نویس با ۱۳۴۳ متر ارتفاع است.(۳)

    نمایی از روستای گلنفینان، در منطقه لوچابور اسکاتلند

    این واحد سیاسی بخشی از قلمرو پادشاهی بریتانیا بوده و فاقد تقسیمات کشوری است.اسکاتلند پس از وقوع انقلاب صنعتی، از بزرگترین تولیدکنندگان منسوجات در اروپا لقب گرفت.(۴)

    این واحد سیاسی دارای ۱۰ شهرستان به نامهای گلاسکو،ادینبرو،آبردین،داندی، پیزلی، ایست کیلبراید، لیوینگستون، همیلتون،کامبرنولد و کیرک کالدی است.(۳)

    جغرافیای سیاسی واحد سیاسی اسکاتلند

    اسکاتلند ۵/۵ میلیون نفر جمعیت دارد و زبان رسمی آن انگلیسی است. زبان های گیلیک اسکاتلندی و اسکاتس نیز دو زبانی هستند که به عنوان زبان محلی در اسکاتلند رسمیت دارند. گیلیک اسکاتلندی از ریشه سلتی و اسکاتس از ریشه زرمنی است. ۶۵ درصد مردم اسکاتلند مسیحی،۲۸ درصد بی دین و ۲ درصد پیرو ادیان دیگر هستند.مرکز اسکاتلند شهر تاریخی ادینبرا(ادینبورگ)است.ادینبرا دومین شهر بزرگ اسکاتلند و یکی از مراکز مهم اقتصادی و بانکداری اروپا است.این شهر در عصر روشنفکری اسکاتلند در سده هجدهم باعث شد تا اسکاتلند را به یکی از کانون های بازرگانی، فکری و صنعتی اروپا تبدیل کند.جریان روشنفکری و روشنگری اسکاتلندی از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۹۰ بال و پر یافت.برخلاف آنچه در فرانسه رخ داد،بسیاری از طلایه داران این نهضت در اسکاتلند از دانشگاهیان بودند.گلاسکو که بزرگترین شهر اسکاتلند است از شهرهای مهم صنعتی بریتانیا به شمار می رود.(۳) پرچم کنونی بریتانیای کبیر از ترکیب پرچم اسکاتلند(زمینه آبی،ضربدر سفید) و پرچم انگلستان(زمینه سفید،صلیب سرخ) به وجود آمده است.علی رغم اتحاد سیاسی در بریتانیای کبیر،کشور اسکاتلند دارای نظام حقوقی و آموزشی مستقل از انگلستان،ولز و ایرلند شمالی است.اما در امور سیاسی بین المللی مانند عضویت در جامعه اروپا و سازمان ملل متحد،بریتانیای کبیر به عنوان یک کشور عمل می کند.(۵)از عواملی که از احساسات استقلال طلبی اسکاتلندی ها در دهه اخیر کاسته ،آغاز فعالیت پارلمان اسکاتلند بود که در طی روند قدرت سپاری به دولت محلی،عملا اختیارات گسترده تری نسبت به مجلس ولز کسب کرد. اسکاتلند از نظام قضایی برخوردار است، بر روی نظام آموزشی خود کنترل کامل دارد،تا اندازه ای اندک از اختیار تغییر میزان مالیات ها برخوردار است و از نهادی معادل وزارت کشور بهره می برد،که به جز مسئله مواد مخدر،سلاح،قمار و مهاجرت در باقی موارد می تواند تصمیم گیری کند.با این حال غیبت احزاب اسکاتلندی(همانند احزاب ولز و یا ایرلند شمالی) در مناظره های انتخاباتی در میان اسکاتلندی ها نوعی حس انزوا ایجاد کرده است.(۳) اسکاتلند هیچ سرود ملی ندارد و طرفداران استقلال وعده داده بودند که به محض استقلال یک سرود ملی برای منطقه خود معرفی خواهند کرد.(۶)

    جغرافیای اقتصادی واحد سیاسی اسکاتلند

    مرکز اصلی بانک سلطنتی اسکاتلند، یکی از ۵ بانک بزرگ جهان در ادینبرا قرار دارد. شهر گلاسکو بزرگترین شهر اسکاتلند و یکی از ۳ شهر بزرگ کشور بریتانیاست. گلاسکو و حومه آن حدود ۴۱ درصد کل جمعیت اسکاتلند را در خود جای داده است.سومین شهر بزرگ اسکاتلند و مرکز فعالیت صنعت نفت بریتانیای کبیر شهر آبردین در شمال شرق اسکاتلند است. هرچند انحصار بهره برداری از نفت دریای شمال، دریایی که در مجاورت اسکاتلند قرار دارد،کماکان در دست بریتانیا باقی مانده است، اما اسکاتلند در طی قرن بیستم با رشد صنایع سنگین مانند کشتی سازی(در گلاسکو) قدرت گرفت.در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی حمایت دولت بریتانیا از این صنایع از بین رفت و عمده کارخانجات فعال در این صنایع مجبور به تعطیلی شدند، اما صنعت و فرهنگ کارگری ذهنیت سیاسی مردم را شکل داده بود.(۳)

    علی رغم خودمختاری سیاسی بیشتری که اسکاتلند هم اکنون از آن بهره می برد،رشد صنعت تکنولوژی پیشرفته و چشم انداز کنترل ذخایر دریایی نفت و گاز بر شدت درخواست ملی گرایان جهت استقلال کامل افزوده است.بیشتر حوزه های نفتی بریتانیا در سواحل اسکاتلند قرار داشته و این میزان برای میادین گازی ۴۰ درصد می باشد.در صورت کسب استقلال از سوی اسکاتلند، مکان مرز دریایی انگلیسی-اسکاتلندی که از رودخانه *ریورفورث تا دریای شمال* امتداد دارد، می تواند به نقطه ای از کشمکش و منازعه تبدیل شود.سرنوشت جزایر* اورکنی و شتلند* که در شمال شرقی اسکاتلند قرار داشته و جنبش های جدایی طلبانه خود را دارند، نیز ممکن است به همین صورت باشد.

    جغرافیای فرهنگی واحد سیاسی اسکاتلند

    *هگیس*، غذای سنتی اسکاتلندی ها که با دل و قلوه چرخ شده گوسفند و پیاز و ادویه تهیه می شود، دامن مردانه موسوم به کیلت، لهجه محلی و موسیقی و هنر اسکاتلندی به طور عام از ویژگی های فرهنگی متمایز در اسکاتلند است.موسیقی محلی بیشتر با نی انبان نواخته می شود و آبجو و ویسکی از نوشیدنی های اصلی در اسکاتلند است. اسکاتلند به ویژه در قرن بیستم از خاستگاه های اندیشه های چپی بود و حتی تفکرات کمونیستی هم تا اندازه ای در این منطقه رواج یافت.آنچه به تثبیت این اندیشه ها کمک کرد، مخالفت دیرینه اسکاتلندی ها با سلطه جویی انگلستان بود که ریشه هایی مشترک با چپ گرایی یافت. جشنواره کتاب ادینبورگ از مهم ترین رویدادهای فرهنگی بریتانیاست و هر سال در ماه اوت همزمان با بعضی از جشنواره های هنری دیگر از جمله جشنواره جاز و جشنواره هنرهای نمایشی در این شهر برگزار می شود.*شون کانری* از بازیگران نقش جیمز باند از طرفداران حزب ملی اسکاتلند است که خواهان استقلال این کشور از بریتانیا است. او در باهاما سکونت دارد و گفته است تا زمانی که اسکاتلند مستقل نشود در سرزمین خود اقامت نخواهد کرد.(۳)

    ایجاد واحد سیاسی اسکاتلند

    هرگونه تحلیل مسئله استقلال اسکاتلند از بریتانیا در دوران معاصر باید در درجه اول تاریخ بریتانیا به طور عام،تاریخ روابط اسکاتلند و انگلیس به طور خاص و مولفه های ملی گرایی و مذهب در تاریخ اسکاتلند و انگلیس را موضوع بررسی خود قرار دهد.که بدون بررسی این مولفه ها،آن تحلیل به شدت عقیم و ناقص خواهد بود.مطابق تحقیقات تاریخی متعدد،مجمع الجزایر بریتانیا از حدود ده هزار سال قبل(درعصر پارینه سنگی)توسط اقوام سلت(کلت)که از اوراسیا به آنجا مهاجرت کرده بودند مسکون شد.در گذار قرون و هزاره ها،سلتها برای خود در بریتانیا تمدنی *شمنی* درست کردند که بناهای عظیم تخته سنگی همچون *استون هنج* در سرتاسر بریتانیا یادگار آن تمدن باستانی هستند.هنگامی که امپراتوری روم در قرن اول میلادی به بریتانیا حمله کرد،سلتها در نواحی جنوبی و مرکزی بریتانیا معادل بخش اعظم انگلیس فعلی به انقیاد درآمدند.اما سلتهای نقاط دوردست عمدتا در ولز و ایرلند و اسکاتلند که در شمال به معنای صورت رنگی ها و اسکاتی ها خارج از حوزه نفوذ روم بود کماکان برقرار ماندند.از این دست بودندپیکت ها و در حدود اسکاتلند فعلی، که مدام به قلمرو رومیان در جنوب نفوذ می کردند. و رومیان هم که به دلایل استراتژیک مایل به لشکرکشی به سرزمین آنها نبودند، به دستور امپراتور هادریان دیواری حائل ازشرق به غرب در مرز قلمروشان با سلتهای شمالی کشیدند تا از دستبردهای آنها جلوگیری کنند. این دیوار که به نام سازنده اش، به دیوار هادریان مشهور است، اینک بقایای فرسوده و تخریب شده اش که هنوز در شمال انگلستان قابل مشاهده است.وضعیت بر همین منوال بود تا در قرن سوم که رومیان در پی اضمحلال امپراتوری به تدریج مجبور به ترک بریتانیا شدند.سلتها برای مدتی کوتاه دوباره توافق یافتند. آرتور شاه که حدود هزار سال بعد در ادبیات قرون وسطای میانه ابعادی افسانه ای یافت در حقیقت از فرمانروایان سلتی همین دوره بود.با این وجود مدت زیادی نگذشت که سر و کله موج جدیدی از مهاجمان پیدا شد که تهاجمشان به بریتانیا سلتها را برای همیشه به حاشیه راند.این مهاجمان تازه نفس انگلوساکسونها بودندکه در قرن پنجم از اروپای شمالی به خصوص غرب آلمان و دانمارک و هلند و بلژیک فعلی به بریتانیا سرازیر شدند.اینها همان اقوامی هستند که گرچه بسیاری از آثارشان در گذر زمان از بین رفت یا تعدیل شد، اما فرهنگ کلی و رویکرد نژادگرایانه شان در شکل گیری به معنی سرزمین انگلهاست.سه چهار قرن بعد وایکینگها هم از اسکاندیناوی وارد بازی شدند و به انگلوساکسونها و سلتها حمله کردند. در این بلبشو و در اواخر هزاره اول میلادی،قبایل و تیره های اسکاتلندی بالاخره تصمیم گرفتند با هم متحد شوند و با دشمنان خارجی مبارزه کنند.از دل این اتحاد بعدها ملت اسکاتلند و اولین پادشاهی قبیله سالارانه اش ظهور کرد.داستان تراژدی مشهور *مکبث* اثر ویلیام شکسپیر در گیر و دار همین تلاش اسکاتلندی ها برای ملت سازی است که اتفاق می افتد.(۷)

    آغاز جنگ های انگلستان و اسکاتلند

    تمدنی که از ازدواج اجباری آنگلونورمنها(که از خویشاوندان دور انگلوساکسونها بوده و در پی جنگهای جانشینی بر انگلستان حاکم شده و آنگلوساکسونها را از هژمونی انداختند) پا به عرصه وجود نهاد،ریشه تمدن انگلستان فعلی است.این نورمن ها و اعقابشان در تمام طول قرون وسطای میانه و متاخر با اسکاتلندی ها بر سر قلمرو در نبرد بودند و اصولا ادعاهای ملی/ارضی اسکاتلندی ها در درجه اول و به طور مستقیم ریشه در همین دوره دارد.در این مدت هر دو طرف به قلمروی یکدیگر دست اندازی می کردند،که البته سهم انگلیس بیشتر بود.مهمترین این درگیری ها تحت عنوان جنگهای استقلال اسکاتلند که به حفظ استقلال اشاره دارد و نه به مستقل شدن آن از اواخر قرن سیزدهم تا اواسط قرن چهاردهم ادامه داشت که در پی به جان هم انداختن سران قبیله های اسکاتلندی توسط ادوارد اول انگلیس و سپس حملات وی به اسکاتلند آغاز شد و پس از نیم قرن در نهایت به نفع اسکاتلند پایان یافت و به حفظ استقلال اسکاتلند منتهی شد.(۷)

    آنچه فاز بعدی جنگهای اسکاتلند و انگلیس را کلید زد،اصلاحات دینی در قرن شانزدهم و زلزله ای بود که در آن قرن و قرن بعد بر پیکر اروپا افکند. تا آن زمان اسکاتلندی ها و انگلیسی ها با تفاوت هایی نه چندان چشمگیر هر دو کاتولیک بودند و از کلیسای رم و فرمانروایش پاپ فرمان می بردند.اما در قرن شانزدهم *هنری هشتم* پادشاه انگلیس که به دلایل سیاسی دیگر نمی خواست زیر بار پاپ برود،انحلال کلیسای کاتولیک در انگلیس را اعلام کرد و به جایش بر اساس ملغمه ای از مذهب کاتولیک و آموزه های لوتری کلیسای انگلیکان را به سالاری شخص شاه بنیاد گذاشت، و با این کار انگلیس را در معرض دشمنی شدید قدرت های کاتولیک اروپایی و در راس آنها اسپانیا و فرانسه قرار داد. درهمین زمان بسیاری از اسکاتلندی ها هم تعلیمات ژان کالوین را پذیرفتند و پروتستان شدند.با این وجود گرچه اسکاتلند و انگلیس هر دو از رم بریده بودند،کماکان با یکدیگر اختلاف مذهبی داشتند.در این مدت ملکه الیزابت اول قوم و خویش مری ملکه اسکاتلند را اسیر و سالها زندانی کرد و در نهایت دستور داد او را بکشند.با این وجود از آنجا که ملکه الیزابت هرگز ازدواج نکرد و بی فرزند از دنیا رفت،بعد از مرگش پسر ارشد همین مری به عنوان جیمز اول به پادشاهی انگلیس و اسکاتلند رسید و بدین ترتیب خاندان استوارت تا حدود یک قرن بعد به صورت جسته و گریخته بر بریتانیا سیادت یافتند.در این مدت اسکاتلند و انگلیس روابط پیچیده ای داشتند و با وجودی که دو کشور مستقل بودند تنها یک شاه(ملکه) در لندن داشتند.اما این باعث نمی شد که آنها با هم وارد جنگ نشوند.چنانکه استوارت ها که اینک در لندن مستقر شده بودند با کمک انگلیکان ها مدام با پروتستانهای اسکاتلند در جنگ بودند.پس از انقلاب پاکدینان در انگلیس در میانه قرن هفدهم و سقوط موقت استوارت ها الیور کرامول هم به نیابت از جمهوری انگلستان بارها با اسکاتلندی ها جنگید و در نهایت آنها را مغلوب کرد.پس از مرگ کرامول که انگلیسی ها دوباره استوارت ها را به پادشاهی خواندند،روابط انگلیس و اسکاتلند برای مدتی حسنه بود،چرا که هر دو طرف مشخصا از جنگ و خونریزی دوره انقلاب و جنگ های داخلی خسته شده بودند. با این وجود طولی نکشید که بهانه سیاسی /مذهبی دیگری برای از سرگیری اختلافات میان اسکاتلند و انگلیس ظهور کرد. این بهانه این بود که انگلیسی ها که مشکوک شده بودند جیمز دوم پسر جیمز اول و پادشاه آن زمان انگلیس و اسکاتلند که کاتولیکی متعصب بود،پنهانی قصد دارد مذهب کاتولیک را بر بریتانیا حاکم کند و انگلیسی ها پس از حدود یک قرن و نیم استقلال از پاپ حاضر نبودند مرتبه ای دیگر زیر بار او بروند،بر ضد جیمز کودتایی بدون خونریزی کردند و دخترش مری و همسرش ویلیام که هیچ کدام کاتولیک نبودند را به تخت نشاندند.

    جیمز به فرانسه نزد خویشاوندش لویی چهاردهم گریخت.در این زمان عناصر قدرتمند ملی گرا در اسکاتلند که متوجه شده بودند می توانند از ادعای استوارت ها به تاج و تخت انگلیس به مثابه وسیله ای برای پیشبرد ملی گرایی اسکاتلندی استفاده کنند،علم حمایت از استوارت ها را برافراشتند.این شد که استوارت ها دوباره در بخش هایی از اسکاتلند به خصوص در پشت کوهها در شمال محبوب شدند.هواداران جیمز و اخلافش را در اسکاتلند ژاکوبی ها می نامند. ادعای استوارت ها تا حدود سه ربع قرن پس از پایان کارشان در انگلیس کماکان خریدار داشت و مکررا در اسکاتلند مورد حمایت قرار می گرفت.جیمز خود مرتبه ای به ایرلند لشکر کشید، اما کاری از پیش نبرد.دو دهه بعد پسرش ادوارد نیز در پی شورش ژاکوبی ها وارد اسکاتلند شد، اما او هم نتوانست کاری از پیش ببردو در نهایت به فرانسه بازگشت.

    جدی ترین تلاش برای بازگرداندن استوارت ها به تاج و تخت را نوه جیمز و پسر همین ادوارد یعنی چارلز کرد، که در سال ۱۷۴۵ در پی شورش مجدد ژاکوبی ها به اسکاتلند رفت،سپاهی برانگیخت و حتی تا نواحی مرکزی انگلیس هم پیشروی کرد و لندن نشینان را شکست های سختی داد، اما در پی سوء مدیریت و اختلافات داخلی با فرماندهان ارتشش هزیمت یافت و به تنهایی گریخت و پس از چندین روز پیاده روی در جنگل و کوه و دشت بالاخره موفق شد خود را به دریا برساند و به فرانسه عزیمت کند. همین دلاوری ها و سرسختی های چارلز او را به شخصیتی افسانه ای در تاریخ و فرهنگ عامه اسکاتلند تبدیل کرده است.(۷)

    دوران از بین رفتن اختلافات انگلیس و اسکاتلند

    در اوایل قرن هجدهم پس از قرن ها درگیری و جنگ، بسیاری از اسکاتلندی ها و انگلیسی ها با در نظر گرفتن منافع سیاسی/اقتصادی شان بالاخره تصمیم گرفتند اختلافات را کنار گذاشته و با هم متحد شوند. بدین ترتیب بود که معاهده ی تاریخی ۱۷۰۷ منعقد گردید که بر مبنای آن اسکاتلند به همراه انگلیس و ولز بریتانیای کبیرکه بعدا با پیوستن رسمی پادشاهی ایرلند که عملا از قبل تحت نفوذ انگلیس بود در سال ۱۸۰۱ نام پادشاهی متحد به خود گرفت را تشکیل دادند. از آن زمان به بعد کلیت اسکاتلند سوای ژاکوبی ها هرگز با انگلیس وارد جنگ نشد.در این دوره اسکاتلند تغییرات سیاسی/اجتماعی/فرهنگی بنیادینی به خود دید که آن را به بخش بهتر بریتانیای کبیر تبدیل کرد.انقراض سیستم قبیله ای در اسکاتلند و ظهور ساختارهای نوین مدنی باعث شد که اسکاتلند به یکی از بزرگترین قطب های علمی/فرهنگی دنیا تبدیل شود.(۷)

    دوران شکوفایی اسکاتلند

    1. قرن هجدهم بدون شک عصر شکوفایی اسکاتلند است که تا به امروز نظیری برای خود نیافته است.در این دوره علوم طبیعی،فنی و انسانی به سرعت در اسکاتلند پیشرفت کرد و باقی دنیا را هم به شدت تحت تاثیر قرار دادند.برای مثال *آدام اسمیت* با اثر بنیادینش با نام ثروت ملل اقتصاد مدرن را بنیان گذاشت و *دیوید هیوم* با آثار متعددش روش تجربه گرایانه شد که مبنای بسیاری از پیشرفتهای علمی بشر در دوران مدرن بوده است.در قرن هجدهم و نوزدهم واحدهای دامن پوش و نی انبان زن اسکاتلندی در شبه قاره هند،آمریکای شمالی و آفریقا همیشه از موثرترین نیروهای استعماری بریتانیا بودند. در قرن بیستم هم اسکاتلندی ها بر خلاف ایرلندی ها وفادار به امپراتوری و از نیروهای پیشروی بریتانیا در جریان جنگ های جهانی بودند.(۷)

    سودای استقلال و جدایی از بریتانیا

    اسکاتلند دارای یک اقتصاد پیشرفته و برخوردار از نفت فراوان و دیگر منابع و از همه مهمتر جایگاهی استراتژیک و درخشان در شمال غربی اروپا و ناظر بر اقیانوس اطلس و مناطق شمال است که این سرزمین را به بام اقیانوس اطلس مشهور ساخته است.(۸) با این وجود در چند دهه اخیر بسیاری از اسکاتلندی ها احساس می کنند که استقلال از بریتانیا بیشتر به نفعشان است تا ماندن در اتحادیه و این دلایل متعددی دارد. مهم تر از همه اینکه با روی کار آمدن طرز تفکر محافظه کارانه و نئو لیبرال در انگلستان که با اسکاتلندی ها رفتار تبعیض آمیزی در زمینه های مختلف پیش گرفته است،نارضایتی اسکاتلندی ها از عضویت در اتحادیه شدت یافته است. اسکاتلندی ها معتقدند در جایی که در چند دهه اخیر اکثریت کرسی های پارلمان بریتانیا عموما در اختیار حزب کارگر بوده که بیشتر اسکاتلندی ها طرفدارش هستند و معمولا به آن رای می دهند. در عمل این حزب محافظه کار بوده که سیاستهای کلی بریتانیا که عموما به ضرر اسکاتلندی ها مجلس اعیان که به عنوان نهادی انتصابی(از طرف ملکه انگلستان) موثر محافظه کاری است،نهادی نادرست و وجوش توهین به دموکراسی است.در راستای همین گرایش به مخالفت با نهادهای غیر انتخابی،امروز در اسکاتلند اقبال عمده ای به جمهوری خواهی وجود دارد.

    از طرف دیگر عضویت مشترک اسکاتلند با انگلیس در اتحادیه اروپا عملا باعث شده انگلیس بیشتر مزایای این عضویت را دریافت کند،چرا که مدیریت تخصیص امکانات اتحادیه اروپا در بریتانیا با انگلیس است.چنانکه مدیریت تخصیص منابع و امکانات خود بریتانیا در داخل بریتانیا هم برعهده انگلیس است. این در حالی است که مثلا با وجود قرار داشتن عمده منابع نفت دیای شمال در حوزه اسکاتلند،دریافت اقتصادی اسکاتلند از آن چشمگیر نیست. بر این اساس اسکاتلندی ها که احساس می کنند دارد در حقشان اجحاف می شود به صرافت افتاده اند تا از اتحادیه خارج شده و بار دیگر مستقل شوند. صرف نظر از سود و ضرر این امر،اسکاتلند امروز حق دارد برای ماندن یا رفتن تصمیم بگیرد.انتخاب سال ۲۰۱۴ برای به رای گذاشتن استقلال هم حکمتی دارد و آن این است که این سال هفتصدمین سالگرد نبرد تاریخی بنکبرن در جریان جنگ های استقلال است که در پی آن استقلال اسکاتلند از انگلیس در قرون وسطی تضمین شد.(۷) اما این استدلال که اسکاتلند مستقل دموکراتیک تر خواهد بود،ادعای قوی تری است.چرا که اسکاتلند و انگلستان از هم دور شده اند.دو نسل پیش تعداد نمایندگان محافظه کار و حزب کارگر در اسکاتلند تقریبا برابر بود اما اسکات ها نمایندگان حزب محافظه کار را به دلیل تاثیرات تاچریسم بر اقتصاد بسیار صنعتی خود نبخشیده اند.در حوزه اقتصاد امروز ملی گرایان بر این باورند که در صورت استقلال،درآمد سالانه هر اسکاتلندی هزار پوند بیشتر خواهد شد. با این حال این رقم بر اساس فرضیات غیر محتمل در مورد قیمت نفت،میزان بدهی اسکاتلند،مردم نگاری و بهره وری است.برآورد دولت بریتانیا از افزایش ۱۴۰۰ پوندی درآمد سالانه هر اسکاتلندی در صورت عدم جدایی بر فرضیات واقع بینانه تری استوار است.جمعیت اسکاتلند از میانگین بریتانیا پیرتر و بیمارتر است و بهره وری آن ۱۱ درصد پایین تر از سایر مناطق بریتانیا است.در نتیجه دولت حدود ۱۲۰۰ پوند بیشتر از میانگین برای هر اسکاتلندی هزینه می کند. نفت دریای شمال بسته به قیمت نفت می تواند تا حدودی این هزینه ها را در کوتاه مدت تامین کند.اما نفت در حال اتمام است.البته استقلال ممکن است فرهنگ مطالبه مزایا در اسکاتلند را درمان کرده و بخش کارآفرینی آن را احیا کند.استقلال همچنین ممکن است هزینه هایی را برای یک بار تحمیل کند.یک دولت جدید اسکاتلندی نیازمند ایجاد یک ارتش،نظام رفاهی،واحد پولی و اقدامات بسیار دیگری خواهد بود.(۹)

    سطوح داخلی واگرایی و همگرایی سیاسی و جغرافیایی اسکاتلند

    ۱-علاوه بر کاهش ۳۲ درصدی وسعت انگلیس،جایگاه این کشور به لحاظ تراکم جمعیتی از چهل و پنجمین به بیست و نهمین کشور جهان صعود می کند.به این ترتیب که با جدا شدن اسکاتلندی که ۸ درصد از جمعیت ۶۴ میلیونی انگلیس را در خود جای داده،جمعیت آن به حدود ۵۹ میلیون کاهش می یابد، اما تراکم جمعیتی آن نسبت به مساحت افزایش می یابد.

    ۲-به لحاظ اقتصادی اسکاتلند از طریق تولید کالا و خدمات حدود ۳/۱۰۶ میلیارد پوند از ارزش ناخالص افزوده انگلیس را تامین می کند. البته درآمدهای حاصل از فروش نفت در این آمار محاسبه نشده است. در نتیجه ی جدایی اسکاتلند و شهروندانش از انگلیس سرانه تولید ناخالص داخلی با افزایش ناچیزی در حدود ۱۷۷ پوند همراه خواهد بود.همچنین صادرات کالاهای اسکاتلندی ۱/۷ درصد کل صادرات انگلیس را تشکیل می دهد.

    نمای داخلی پارلمان اسکاتلند.

    ۳-به لحاظ سیاسی در صورت جدایی اسکاتلند،۵۹ کرسی این کشور تازه تاسیس از پارلمان انگلیس حذف می شود که تاثیر مهمی بر دولت های آینده ی انگلیس خواهد گذاشت.با توجه به اینکه حزب کارگر در مقایسه با حزب محافظه کار محبوبیت بیشتری در اسکاتلند دارد و در نتیجه تعداد کرسی های پارلمانی این حزب بیشتر است. حذف کرسیهای اسکاتلند به سود حزب محافظه کار خواهد بود.به طوری که بدون این کرسی ها دیوید کامرون می توانست اکثریت نسبتا کم اما موثری را برای خود کسب کند به این ترتیب حزب کارگر ۴۱ کرسی را از دست می داد و از تعداد کرسی های لیبرال دموکراتها نیز ۱۱ عدد کاسته می شد.

    ۴-در بعد اجتماعی نیز باید گفت نرخ امید به زندگی در اسکاتلند به دلایلی از جمله مشکلات اجتماعی و مواردی مانند فقر شدید از سایر بخش های انگلیس پایین تر است. به نظر می رسد در صورت استقلال اسکاتلند به دلیل افزایش سطح رفاه به ویژه ناشی از درآمدهای نفتی، نرخ امید به زندگی در آن افزایش یابد.

    ۵-حذف درآمد های اسکاتلند به ویژه درآمدهای نفتی از بودجه انگلیس می تواند سطح رفاه مردم انگلیس را در بخش های باقی مانده(شامل انگلستان،ولز و ایرلند شمالی) کاهش دهد که این مساله پیامدهای اجتماعی،اقتصادی و سیاسی برای دولت انگلیس به همراه خواهد داشت.به طوری که این شرایط می تواند به بحران و رکوداقتصادی و بروز اعتراضات اجتماعی منجر شود.

    ۶-به عنوان بخشی از انگلیس، شماری از موسسات مالی و تجاری انگلیسی در اسکاتلند به ثبت رسیده اند،اما در حال حاضر تابع قوانین و مقررات و تحت حمایت دولت مرکزی انگلیس قرار دارند.استقلال اسکاتلند این ترتیبات را برهم خواهد زد. به طوری که ۲۰ شهریور ۹۳(۱۱ سپتامبر) بانک سلطنتی اسکاتلند وگروه بانکی *لویدز* از بانک های بزرگ انگلیسی تایید کرده و هشدار دادند که در صورت استقلال از انگلیس از کشور جدید اسکاتلند خارج خواهند شد.(۱۰)

    سطوح خارجی واگرایی و همگرایی سیاسی و جغرافیایی اسکاتلند

    ۱-جدایی اسکاتلند می تواند دومینوی استقلال طلبی در اتحادیه اروپا را که چالشی جدی برای اتحادیه و اعضای آن به شمار می رود رقم بزند.طبق ارزیابی های کارشناسان بیش از ۱۰ دولت جدید احتمالا در قرن ۲۱ در اروپا ظهور می کنند.در حال حاضر منطقه کاتالونیا در اسپانیا که گرایش شدیدی برای جدایی دارد به نتیجه همه پرسی استقلال اسکاتلند چشم دوخته است.البته در ایالت باسک اسپانیا نیز مسئله جدایی طلبی وجود دارد.در حال حاضر اروپا شاهد فرایندهای چالش ساز جدایی طلبی است.در ایتالیا گرایش های جدایی طلبانه در مناطق صنعتی شمال این کشور شدت بیشتری دارد.اساسا اتحادیه اروپا با مقوله تجزیه طلبی در اتحادیه مخالف است و آن را به چالشی جدی برای خود می داند.

    ۲-استقلال اسکاتلند و کاهش قدرت انگلیس سبب می شود اثرگذاری این کشور بر سیاست های اتحادیه کاهش یابد.در واقع آمریکا نیز دیگر نمی تواند مانند گذشته از روابط ویژه خود با انگلیس برای اثرگذاری بر سیاست های اتحادیه بهره ببرد و به عنوان نمونه اتحادیه اروپا می تواند سیاست های مستقل تری در مقایسه با گذشته به ویژه در قبال ناتو و حرکت به سوی سیاست مشترک دفاعی و خارجی بردارد.در حال حاضر تلاش های اتحادیه اروپا با محوریت آلمان و فرانسه برای تشکیل ارتش واحد اروپایی و تقویت سیاست خارجی مستقل اتحادیه اروپا با فشارهای آمریکا به ویژه از طریق اثرگذاری انگلیس روبروست.

    ۳-در صورت استقلال اسکاتلند این کشورتازه تاسیس دیگر بخشی از اتحادیه اروپا نخواهد بود.در این صورت دو سناریو متصور است: مطابق ماده ۴۹ پیمان های اتحادیه اروپا کشور اسکاتلند نیز باید مانند صربستان یا ترکیه درخواست عضویت در اتحادیه بدهد و پذیرش آن احتمالا سالها به طول خواهد انجامید و یا اینکه اتحادیه اروپا مطابق ماده ۴۸ روندی اصلاحی به اجرا خواهد گذاشت که احتمالا طی چند ماه اسکاتلند به عضویت اتحادیه اروپا در می آید.

    ۴-از یک زاویه استقلال اسکاتلند تامین کننده منافع اتحادیه اروپا در تقویت همگرایی است. اسکاتلند در مقایسه با سایر بخش های انگلیس گرایش بسیار بیشتری به همگرایی اتحادیه اروپا و سیاست های آن دارد.

    ۵-استقلال اسکاتلند و کاهش قدرت انگلیس می تواند نقش بین المللی این کشور را تضعیف کند و از میزان مداخله های نظامی و همراهی با آمریکا در این گونه اقدامات بکاهد.

    ۶-در بلند مدت کاهش قدرت انگلیس ناشی از استقلال اسکاتلند در کنار کاهش قدرت آمریکا که در چند سال اخیر نمود یافته، می تواند روند چند قطبی شدن جهان را تسریع کند.این روند حتی بر استحکام روابط این دو کشور با متحدان بین المللی شان اثر منفی دارد.در این شرایط صف بندی کشورهای عربی خلیج فارس به رهبری عربستان در برابر جمهوری اسلامی ایران که از حمایت های آمریکا و انگلیس برخوردار هستند،ضعیف تر می شود و زمینه برای کاهش چالش های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران فراهم می شود.

    ۷-جایگاه مهم در بازار انرژی جهان با چالشی جدی روبرو و نیازمندی این کشور به واردات انرژی از منابع خارجی افزایش خواهد یافت.(۱۰)

    تبعات اقتصادی جدایی اسکاتلند از انگلستان

    ۱-دولت انگلیس از اواسط دهه ۱۹۷۰ تاکنون میلیاردها بشکه نفت از دریای شمال استخراج کرده و نفت و گاز دریای شمال سالانه بیش از ۱۲ میلیارد پوند برای اقتصاد انگلیس درآمدزایی داشته است.نفت برنت دریای شمال به عنوان مرجع برای قیمت گذاری دیگر نفت ها استفاده می شود ودر واقع دو سوم نفت دنیا بر اساس نفت برنت دریای شمال قیمت گذاری می شود.همچنین قیمت گذاری نفت خام اروپا نیز بر اساس نفت دریای شمال صورت می گیرد.برآوردها این است که در ۴۰ سال آینده بین ۲۵ تا ۳۰ میلیلرد دلار بشکه و نفت و گاز نیز از این دریا قابل برداشت باشد.در صورتی که اسکاتلند مستقل شود تمامی منابع نفت و گاز این دریا می تواند پشتوانه قوی مالی برای دولت جدیدالتاسیس باشد.محروم شدن لندن از منابع نفت و گاز دریای شمال علاوه بر اینکه منابع عظیم درآمدی انگلیس را از بین می برد باعث می شود که این کشور به منابع نفت خاورمیانه و خلیج فارس وابسته شود که در نتیجه ی آن لندن مجبور خواهد شد که در تحولات خاورمیانه دست به عصاتر حرکت کند و از ماجراجویی های فعلی دست بکشد.

    ۲-کشور اسکاتلند در صورت تشکیل شدن با توجه به زیرساخت های قوی صنعتی و اقتصادی و سیستم تجاری مالی کارآمد با پشتوانه منابع عظیم درآمدی حاصل از نفت و گاز دریای شمال به یک قدرت نوظهور اقتصادی در قاره اروپا تبدیل شده و نگرانی مضاعفی را به انگلیس تحمیل خواهد کرد چرا که این قدرت نوظهور هم مرز با پادشاهی انگلیس تشکیل شده و در جذب سرمایه ها،فرار سرمایه گذاران از انگلیس، جذب مشتری ها و … دولت لندن را با مشکلات و چالش های عدیده ای مواجه ساخته و اقتصاد غیر مولد را با یک رقیب قوی و تازه نفس روبرو می کند.(۱)

    ۳-اسکاتلند طی ۲۵ سال گذشته شاهد کسری بودجه بزرگتری نسبت به دیگر بخشهای انگلستان بوده است.این وضعیت به معنای آن است که بدون یارانه دولت مرکزی لندن، این منطقه نیازمند اجرای برنامه ریاضت اقتصادی شدیدتری خواهد بود.(۱۳)

    تبعات نظامی جدایی اسکاتلند از انگلستان

    ۱-استقلال اسکاتلند ارتش انگلیس را هم تضعیف خواهد کرد.هم اکنون نیز دولت انگلیس به خاطر بحران مالی بودجه نظامی خود را کاهش داده و حدود ۱۴ واحد نظامی خود را تعطیل کرده و ۲۰ هزار نیروی نظامی خود را کاهس داده است. الکس سالموند وزیر اول اسکاتلند گفته که خواهان یک نیروی دفاعی برای اسکاتلند است که اعضای آن از اسکاتلندی های عضو ارتش فعلی انگلیس خواهد بود.معنای این سخن این خواهد بود که بخش قابل توجهی از نیروی انسانی ارتش انگلیس کم خواهد شد که در یک دید کلان از توان عملیاتی نیروی نظامی انگلیس که ذاتا توسعه طلب بوده است می کاهد.

    ۲- نگرانی اصلی انگلیس از استقلال خواهی اسکاتلندی ها دربعد نظامی به سلاح های هسته ای و زیر دریایی های اتمی لندن مربوط می شود که بخش اعظم آن در پایگاه دریایی اسکاتلند مستقر است.حزب ملی اسکاتلند اعلام کرده است که می خواهد از شر برنامه موشک های هسته ای انگلیس خلاص شود.تاسیسات و تجهیزات این برنامه هم اینک در پایگاه دریایی *کلاید* در سواحل غربی اسکاتلند قرار دارند.سخنگوی دفاعی حزب ملی گرای اسکاتلند نیز گفته است که ما هرگز خواهان وجود سلاح حای کشتار جمعی در اسکاتلند نبوده و نخواهیم بود.انتقال این سلاح ها به انگلیس و به احتمال زیاد به بندر *پلیموث* نیازمند تغییرات فراوانی در زیرساخت ها خواهد بود که این نقل مکان با توجه به حساسیت بالای سلاح های هسته ای بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید.(۱)

    تبعات سیاسی جدایی اسکاتلند از انگلستان

    ۱-برخی نمایندگان مجلس ابرازنگرانی کرده بودند که برگزاری همه پرسی در اسکاتلند که در ۲۷ شهریور ماه ۹۳ برگزار شد صلح در ایرلند شمالی یا حداقل نظم عمومی در این منطقه را در معرض تهدید قرار خواهد داد. استقلال اسکاتلند فرصت مناسبی برای ناسیونالیست های ولزی و ایرلند شمالی خواهد بود تا آنها نیز تحرکات خود را برای جداشدن از انگلیس سرعت ببخشند. در ایرلند شمالی تمایلات استقلال طلبانه وجود داشته منتها نه به شدت اسکاتلند و ولز، ولی در صورت پیروزی ناسیونالیست های اسکاتلندی در کسب استقلال از لندن بسیار محتمل خواهد بود که جنبش استقلال خواهی در ایرلند شمالی نیز جان تازه ای بگیرد.هویت مستقل ولزی نیز بیشتر بر مبانی زبان شکل گرفته است.(۱)

    ۲-جدایی اسکاتلند ضمن اینکه احیانا موقعیت منطقه ای و بین المللی درخور توجهی برای اسکاتلند بوجود نمی آورد و حتی مخالفت ها را در سطح قاره ای و در اتحادیه اروپا و پیمان ناتو تشدید می کند ممکن است منجر به تضعیف موقعیت کنونی انگلیس در سطح قاره ای و جهانی شود و این طبیعتا یکی از مواردی بسیار مهمی است که از هم اکنون موجب نگرانی دولتمردان انگلیس شده است.(۱۱)

    ۳-تمایلات جدایی طلبی در ایرلند شمالی،منطقه ولز،منطقه کاتالان و باسک در اسپانیا،جزایر فیرو در دانمارک،مناطق کرس و بریتانی در فرانسه و مناطق فلاندر و والونی در بلژیک وجود دارند که در همه آنها زمینه های جدایی طلبی و استقلال خواهی قوی است و رای مثبت مردم اسکاتلند می تواند هشداری قوی به مقامات این کشورها و اتحادیه اروپایی باشد.(۱۱)

    ۴-درخواست احتمالی عضویت اسکاتلند در اتحادیه اروپا از مشکلاتی است که بعد از استقلال پدید خواهد آمد.(۱۱)

    ۵-پارلمان اسکاتلند پس از اعلام حاکمیت مستقل، خودمختاری کاملی را در حوزه سیاست هایی که هم اکنون توسط *وست مینیستر* تعیین می شوند چون امور دفاعی،سیاست خارجی،مالیات، تحولات بین المللی و تامین اجتماعی کسب خواهد کرد.(۱۲)

    نتیجه:

    با توجه به روحیه ی استقلال خواهی بیش از نیمی از مردم اسکاتلند که البته درصد زیادی از این مردم به دلیل فشارهایی که در اواخر زمان قبل رای گیری از طریق احزاب و گروههای سیاسی به مردم این واحد سیاسی از بریتانیا آوردند، از رای به استقلال خودداری کردند، مسلما این روحیه در آینده بار دیگر تقویت و تجربه ی انتخابات تکرار خواهد شد. لذا با توجه به آنچه که شرایط موجود جغرافیای طبیعی و سیاسی اسکاتلند نشان میدهد، به نظر تدوین کننده ی این تحقیق، استقلال اسکاتلند تبعات مثبت بسیار زیادی در پی خواهد داشت که بیش از همه مردم این منطقه از تاثیرات واگرایی سیاسی با بریتانیا منتفع خواهند شد. به طور کلی این استقلال علاوه بر خودکفایی مردم اسکاتلند، بریتانیا را در پی گیری اهداف سیاسی خود در جهان با بن بست های زیادی مواجه می کند. شاید تعدادی از نتایج مثبت این واگرایی را به شرح ذیل بتوان تعیین کرد:

    • ۱-از لحاظ اقتصادی وجود چاههای نفت شمال در مناطق شمالی اسکاتلند که به عنوان یکی از شریان های اقتصادی بریتانیا در اروپا و بخصوص ابعاد بین المللی آن در سطح جهان به شمار می رود،در صورت جدایی اسکاتلند، ضعف های ساختاری بریتانیا را بیش از پیش نمایان ساخته و این کشور را در سطح قاره ای و بین المللی با مشکلات و مخاطرات بسیار زیادی مواجه می کند.

    ۲-از لحاظ سیاسی استقلال اسکاتلند موجب تحریک برخی مناطق که از سالها پیش در انتظار جدایی از کشورهای غالب خود می باشند شده و آن کشورها را از منظر قدرت سیاسی با یک افول قدرت سیاسی در سطح قاره ای برخوردار می سازد،که این امر به نوبه ی خود صدمات سیاسی و اقتصادی جبران ناپذیری بر کشورهای غالب وارد می کند،چرا که ممکن است در آینده ای نزدیک و پس از جدایی آنها، کشورهای تازه تاسیس و تازه به دوران رسیده مشکلات و خطراتی را از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر آنها وارد سازد، که مسلما در صورت مقاومت کشورهای غالب احتمال بروز جنگ و درگیری های شدید و یا بعضا فرسایشی وجود خواهد داشت.

    • ۳-نکته جالب در خصوص اسکاتلند، تشکیل ارتش جدید برای این منطقه است. با توجه به رویکرد استقلال طلبانه ای که در این منطقه وجود دارد، مسلما پس از استقلال، سران کشور جدید به دنبال یک ارتش قوی و منسجم و از میان موجودی فعلی نیروهای ارتش در بدنه قوای نیروهای مسلح بریتانیا خواهند کرد.این امر، ساختار نظامی را در بریتانیا تا حدودی نگران کننده کرده و تا سازماندهی مجدد ارتش در آن احتمال بروز مشکلاتی از این دست، در انگلستان دور از ذهن نیست.
    • ۴-از لحاظ اقتصادی،جدایی اسکاتلند،اقتصاد انگلیس                                                                                             را با تهدیدی دیگر مواجه می کند. با توجه به وضعیت نابسامان اقتصادی در اروپا و بخصوص در حوزه ی یورو(هر چند این کشور از واحد پولی پوند برخوردار است)،از آنجا که ۱/۷ درصد از صادرات کالا در بریتانیا از طریق این کشور انجام می شود،جدایی اسکاتلند تا مدتها اقتصاد بریتانیا را دچار رکود مقطعی خواهد کرد،البته در صورتی که انگلیس بتواند این کاهش صادرات را جایگزین نماید.
    • ۵-مردم اسکاتلند با وجود اینکه سالها در قامت یک واحد سیاسی می توانستند از این شرایط ویژه برخوردار باشند، اما به دلیل ترفند بریتانیا تحت عنوان اتحادیه کشورهای همسود نتوانسته اند به خواسته اصلی خود که همانا جدایی و استقلال است، دست یابند. این استقلال آنها را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل در دنیا آنها را مطرح ساخته و ایجاد نوعی حس ملیت گرایی و ناسیونالیسم اسکاتلندی می تواند، پایه های این استقلال را مستحکم سازد.

    ۶-استقلال اسکاتلند،فقر شدید مردم این واحد سیاسی را به دلیل دراختیار داشتن منابع عظیم اقتصادی از قبیل نفت، بهبود خواهد بخشید. امری که مردم اسکاتلند به راحتی از آن چشم نمی پوشند.

    ۷-استقلال اسکاتلند، هر چند مدتی مردم این منطقه را در تنگناهای سیاسی و اقتصادی ناشی از جدایی از بریتانیا قرار می دهد، و احتمال سختی ها و ریاضت هایی برای این منطقه متصور است، اما در دراز مدت تبعات این جدایی هم برای مردم اسکاتلند و هم برای اروپا مثبت خواهد بود.

    • منابع:

    ۱-گروه بین الملل،۱۳۹۳،روزنامه کیهان

    ۲-گروه بین الملل،۱۳۹۳،روزنامه کیهان

    ۳-بی نام،۲۰۱۴،دانشنامه آزاد ویکی پدیا

    ۴-بی نام،۱۳۸۸،بلاگفا

    ۵-دشت گلی، مانا،۱۳۹۱،اسکاتلند،جزیره ای کوچک از یک امپراتوی بزرگ،سایت تعطیلات نو،ش ۸۲

    ۶-خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان،۱۳۹۳،مسایل مهمی که باید در مورد استقلال اسکاتلند مورد توجه قرار داد،کدخبر۴۹۷۸۷۹۵

    -دانشنامه ویکی پدیا،۱۳۹۳،رفراندوم استقلال اسکاتلند از بریتانیا۷

    ۸-عبدالرشیدی،علی اکبر،۱۳۹۳،نشریه اطلاعات بین المللی،تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۴

    ۹-هفته نامه تجارت فردا،به نقل از اکونومیست،۱۳۹۳،ش ۹۵

    ۱۰-نیکو،حمید،فارس آنلاین،۱۳۹۳،استقلال اسکاتلند،ش خبر۱۳۹۳۰۶۲۳۰۰۰۰۰۶

    رجانیوز،۱۳۹۳،استقلال طلبی در اسکاتلند و موضع اتحادیه اروپایی، کد خبر۲۰۴۲۶۸-۱۱

    ۱۲-خبرگزاری تسنیم،۱۳۹۳،جدایی اسکاتلند،شناسه خبر ۴۹۳۲۳۵

    ۱۳-خبرگزاری تسنیم،۱۳۹۳،شناسه خبر ۴۹۲۲۸۷

    ۱۴-سائول برنارد کوهن،۲۰۰۲،ژئوپلیتیک نظام جهانی،مترجم:عباس کاردان، انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

    ۱۵-دانشنامه ویکی پدیا،۱۳۹۳اتحادیه کشورهای مشترک المنافع

    محقق: مهدی پارسا

    ۱۴ ديدگاه

    1. علی جون گفت:

      تشکر جناب آقای مهندس پارسا.مطالب خوبی را بیان فرمودید

    2. محمدرضا گفت:

      ممنون
      عالی بود،خواهشا از این دست مطالب رو بیشتر تو سایت بزارید

    3. مهدی گفت:

      تشکر،خیلی اطلاعاتم ناقص بود که تا حدودی تکمیل شد،اگه میشه یه منبع خوب برای کسب یه سری اطلاعات جامع در مورد اسکاتلند معرفی کنید یا توهمین وبلاگ بیشتر راجع بهش صحبت کنید
      مرسی

    4. از مهندس پارسا بخاطر مطالب خوبش تشکر می کنم

    5. پهپاد گفت:

      مطالب عالی بود مهندس

    6. با سلام . از مهندس پارسا در زمینه های دیگر هم مطالب در سایت درج نمایید

    7. عباسی گفت:

      چرامتنی که من چندروزپیش راجع به طولانی بودن مطلب آقای پارسانوشتم راتوی سایت نزدیدلااقل آقای پارسابه ایرادخودپی میبرددیگه ازسایت شمابازدیدنخواهم کرد.

      • واران نیوز گفت:

        سلام
        دیدگاهی در این رابط ثبت نشده !
        فقط دیدگاه هایی که حاوی توهین،تهمت،افترا باشد تایید نمیشود
        با تشکر از دیدگاهتان

    8. کمپاین گفت:

      از طرف گروه مهندسی پمپاد شهرستان از شما تشکر می کنیم

    9. کمپاین گفت:

      تا حالا این افتخار رو داشتم چندین بار این مقاله رو خوندم

    10. مالکوم گفت:

      بنده نیز تشکر می کنم . از این مقاله مفید

    11. توت فرنگی گفت:

      مطالب مفید و سازنده بود فقط مقداری طولانی بود که از مهندس پارسا درخواست میشه در مقالات بعدی مطالب را کوتاه و مختصر تحریر بنمایند .

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir