بازخوانی متن و حاشیه فاجعه‌ای که شهردار رشت رقم زد!

  • گیلان پیرترین استان کشور/ زاد و ولد در زوج های گیلانی کاهش یافت
  • تاریخ خبر : سه شنبه ۲۲ دی ۹۴ - ۱۵:۴۴

    کد خبر : 41666
    شورای‌شهر رشت بدنبال استیضاح باشد؛

    بازخوانی متن و حاشیه فاجعه‌ای که شهردار رشت رقم زد!

    در شهری که مردمانش رنج را با برنج با هم درو می کنند، هنوز هم کم نیستند مسئوولینِ اتوکشیده و رفاه زده ای که نمی دانند که «ماسکِ خنده» حالِ مردمان نجیب، متدیِّن و مظلومِ گیلان را خوب نمی کند!

    به گزارش واران نیوز به نقل از بهجت نیوز ؛ این جشن ها، حکم همان ماسکِ خنده را دارد که برخی از مجریانِ ناتوان و بی تدبیر می خواهند چهره غم زده مردم را در پشت آن پنهان کنند و در سایه آرامشی کاذب بر مسند قدرت تکیه زنند!

    مردم اما این تناقض مضحک را خوب می فهمند؛ قیافه هائی به ظاهر حزب اللهی، پیراهن هائی یقه شیخی، ریش هائی مرتب و شانه کرده –که البته برخی از آنها حالا دیگر به پروفسوری تبدیل شده، که هر از چند گاه، با رجاله ها و رقاصه ها و افراد بدسابقه در یک قاب حاضر می شوند! این تناقض است!

    بدرقه-اعضای-شورای-شهر-و-شهرداری-از-دوچرخه-سوار-ضدانقلاب-روز-اول-بهمن-1393-میدان-شهرداری-رشت

    بدرقه اعضای شورای شهر و شهرداری رشت از دوچرخه سوار ضدانقلاب – روز اول بهمن ۱۳۹۳ در میدان شهرداری رشت

    مردمی که سرمایه اجتماعی شان را به این ظاهر مذهبی فروخته اند، این تناقض را می فهمند و ناراحتند از اینکه کلاه سرشان رفته است! ناراحت اند که خیابان ها و کوچه های مثلاً کلانشهرشان!!!، هنوز پر است از چاله که نه، چاه های فراوان و اینهمه پول بیت المال می رود به کامِ پایکوبی های تخمیر کننده مقطعی! شهری که هنوز در همه نقاطش حتی سرویس بهداشتی عمومی هم به اندازه کافی وجود ندارد، دارد برای ژست های ژیگول و خنده های ژکوند بی مفهوم یک عده معدود، تمام سرمایه مالی و انسانی اش را خرج می کند. مردم می فهمند که رقص شادانه دخترک بی حیای ضد انقلاب با مجریانِ برنامه مبتذل روز رشت چه معنائی دارد.

    حمایت مسیح علی نژاد از وقایع روز رشت و تقدیرش از شهردار رشت – مسیح علی نژاد در آمریکا ساکن است و کمپین بی حیایی آزادی های یواشکی را مدیریت می کند و خواستار کشف حجاب زنان ایرانی و رقاصی در خیابان است.

    راستی، آیا مسئولین کلانشهر رشت –که تیغِ تدبیر شان درخت های صد و پنجاه ساله شهر را از ریشه کنده است-، هیچ فکر کرده اند که مردم متدین و معقولِ رشت اگر آرمان شان مراسمات و جشن‌هائی از این دست بود، چرا با حضور به هم پیوسته به انقلاب امام خمینی(ره) پیوستند و پای آرمان شان خون ریختند؟ آیا این همان مردم نیستند که در اوج مفاسد رژیم شاه و راه اندازی انواعِ جشن های «من درآوری» به بهانه ایران گرائی و باستان گرائی و…، همه خوشی های کاذب را کنار زدند برای رفع رنج دائمی سرزمین شان؟! به راستی باید پرسید که این دین گریزی سامان یافته و منحوس که توسط برخی متولیان امور ادامه یافته، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، چه پیشرفت های بنیادین تمدنی برای گیلان به همراه آورده است جز تخمیر مردم جز تسکینِ دروغین ایشان! آیا تا به حال بررسی دقیقی صورت داده اید که چرا گیلان فقط محل تفریح عده ای خوش گذران است و کسی به فکر رفع فقر و گرانی و تبعیض و فساد اداری و… در این استان نیست؟ اگر هستید، کدام نشست تخصصی را در این موضوع برگزار کرده اید؟ از این تلاش‌های شما چه نتیجه ای عاید مردم شده است؟ نخبگان این سرزمین که هر روز گزارش هائی از شاهکارهای فرهنگی تان را فقط می خوانند! فرهنگ به آن معنا که شما می فهمید! راستی تا کنون کسی پرسیده است که چرا در رده های بالای حکومتی از شخصیتی های گیلانی –که در همه دوران تاریخ معاصر در صدر تحولات بوده اند- کمتر کسی را سراغ داریم؟ آیا این نشان از یک فرسایش بنیادین و عقب گرد در سطح ملی نیست؟ وقتی که تمام ذهنیت برخی از سیاست گذاران و کارگزاران یک استان به حاشیه ها درگیر است، چگونه می توانم انتظار پاسخ به چنین پرسش هائی را داشته باشم، اینهم خود یک پارادوکس مضحک است!

    رحمت به روح و روانِ بزرگان این سرزمین! از دیلمیانِ قهرمان که برای نخستین بار بعد از اسلام بر سرزمین اسلامی سیطره یافتند، عزاداری بر سیدالشهداء علیه السلام را در دل جامعه اهل تسنن برای نخستین بار علنی کردند، دسته های عزاداری راه انداختند! شرممان باد که با جشن هائی اینچنین منحوس، بخواهیم میراث دار نام ایشان باشیم!

    رحمت به روح اولین «ایرانیِ شهیدِ مسلمان» که گیلانی بود –از حاکمان گیلانیِ منصوب در یمن-، و رحمت به شهدای این خطه همیشه سرسبز که مردمش تقدیم به انقلاب و جنگ کردند؛ شهدائی که در همین میدان شهرداری هزارها هزار نفر از مردم رشت بر آنها نماز خواندند، پای تابوتشان گریه کردند، جای زخم تابوت هاشان بر شانه ها، که نه، بر دل این مردم باقی است.

    روحانی شهید میرزاکوچک جنگلی

    رحمت به روح و روان میرزای کوچک خان، روحانیِ مجاهدِ همیشه جاوید که در دورانِ خفقانِ روشنفکرانه –از جنس آنچه در برخی مسئوولین فعلی می بینیم- خروشید و به قصد نجات دین و کشور، ۷ سال تمام جنگید و طولانی ترین نهضت مسلحانه دینی در تاریخ معاصر را رقم زد. به ابرقدرتها نه گفت، به گرسنگانِ بازمانده از قحطیِ انگلیسی کمک کرد، راهش را از نفوذی های اجیر شده جدا کرد، با بلشوئیک های متجاوز روسی قرار بست که ترویج هر نوع اقدام خلاف مذهب در گیلان ممنوع باشد. زهی خجالت از مجسمه و نامِ آن بزرگ مرد که در پیشگاه نامِ بلندش چنین فضاحت ها به بار بیاورند!

    مرحوم آیت الله سید حسن بحرالعلوم رشتی

    رحمت به روح و روانِ سید حسن بحرالعلوم که دست روزگار نگذاشت نسل انقلابی او را درک کند. کسی که استاندار و فرماندار و شهردار رژیم شاه هم واهمه داشت از وجودش و ابهت الهی اش! مرد امر به معروف و نهی از منکر و حامی همیشگی نهضت امام خمینی(ره) از ۴۱ تا ۵۶٫

    رحمت به روح امام جمعه فقید این استان حضرت آیت الله احسان بخش، که با هر نقد و نقصی که احیانا به کارش وارد بود، اما مردانگی گیلانی و غیرت دینی تا آخرین روز عمر همراهش بود. جوانمرد بود چون صدای فرو خفته محرومین از حلقومش بیرون می جهید، فریاد می شد و بر سر سهل انگاران و باندبازان و کوته نظرانی که بر اریکه قدرت تکیه زده بودند فرود می آمد! و غیرت دینی داشت، چون هرگز در مقابل چنین انحرافات علنی سکوت نمی کرد و اساساً کسی جرأت نداشت که چنین جسورانه، در قلب شهر، مکشوفه از حیا و غیرت، برنامه ای برگزار کند و در امان بماند!

    رحمت به روح و روان شهید ابوالحسن کریمی، این مظلومِ همیشه جاویدِ گیلانی. کسی که نان و نمک سفره محرومین دغدغه اش بود، آنچنان که دین و آئین ایشان برایش اصالت داشت. کسی که به همراهی حزب اللهِ بیدارِ گیلان ریشه انحراف –از همه تبار و طایفه اش- را برکند و محیطی امن و ایمن برای مردم کوچه و بازار به وجود آورد. نمی دانم چه زمانی خجالت خواهند کشید؛ آنها که به نام جمهوری اسلامی دوباره همان منحرفان را به پیشانی شهر بر گردانده اند، آنها را قهرمان و نخبه و سالک الی الله معرفی می کنند! اما می دانم که حزب اللهِ همیشه بیدار، تا ابد سکوت نمی کند، و روزِ کالبدشکافی حقائق مربط به گیلان بالآخره فرا خواهد رسید و آنجاست که حربه تزویر و دروغ و نیرنگ و ماسک های تقلبی به کار نمی آید!

    شهید سیرت نیا و شهید طاهرنیا – شهدای مدافع حرم

    درود بر شهدای مدافع حرم؛ دورد بر سیرت نیا ها و طاهرنیا ها. آنان که عکس هاشان مردم را یاد خدا انداخت، وقتی که جشن های منحوسِ این روزها یاد خدا را از دل این شهر می زدایند.

    درود بر همه آنان که در غربت و سکوت مرگبارِ شهر، برآشفتند، حقیقت گفتند؛ هر چند که سیلی نا اهلان و نامحرمان را به جان خریده باشند. درود بر آن روحانی جوانمرد و غیور گیلانی –که نامش را به اقتضای برخی مصالح نمی برم- که برآشفت بر این همه بی شرمی!

    حضور شهردار رشت، سایر مسئولین شهرداری رشت و نماینده مجلس رشت در مراسم روز رشت – ۱۲ دی ۱۳۹۴

    می ترسم در این وانفسای مرگ اندود –مرگ آرمان های محرومین و مستضعفین- در این استان، عملکرد برخی از مسئوولین به جای شاد کردن ارواح طیبه بزرگ مردانِ الهی گیلانی، موجب شادی قافله منحرفین و مفسیدن شده باشد! کسانی چون میرزا کریم خان رشتی، ابراهیم پورداود و پیرمردهای دگر اندیشی که همین روزها یکی پس از دیگری مردند و مسئوولینی که فرصت رسیدگی به داغ و درد مردم محروم را ندارند، با انواع کلمات قلمبنه سلنبه و خوش آب و رنگ، نشستند به مدیحه سرائی و شعربافی در فراغ ایشان!

    تعجب نمی کنیم از آنان که نان به نرخ روز می خورند و به ساز نااهلان هر لحظه به رقص در می آیند، تعجب مان از آنهاست که قرار است نگاهبانِ دین و فرهنگ گیلان باشند. گیلانی که به فرموده رهبری معظم انقلاب، رنگ ثابت آن در همه دروانها، رنگ ایمان بوده است! آری! زهی تعجب از پیشگامانِ دین و فرهنگ گیلان. از حوزه علمیه ای که در مناسبات فرهنگی استان کم‌رنگ شده است، از گروه های تبلیغی طلبگی که گزارش های خوش رنگ و لعاب شان سایت ها و دیوارها را پر کرده است، از نامزدهای محترم خبرگان گیلان که تا کنون صدائی از ایشان نشنیده ایم، از کاندیداهای نمایندگی خبرگان و مجلس که –جز در موارد معدود- سکوت پیشه کرده اند! از حزب الله که شامه اش انگار دارد زکام می شود! تعجب می کنم از اینکه ارزشهای مردم گیلان بازیچه دست عده ای قدرت طلب و غیر متعهد شده است و کسی دم بر نمی آورد، آنچنان که رفع مشکلات معیشتی مردم نجیب گیلانی، آنچنان که باید و شاید، مورد مطالبه نیست. ما و شما هستیم با امانت مردمی که به ما اعتماد کرده اند./عبدالحسن مسلمی

    يک ديدگاه

    1. محمد گفت:

      تاجائی که بنده مطالعه کرده ام حدود صد سال پیش اجداد مان در مشروطه فعال بودند برای احقاق حقوق ملت محروم بعدش هم در دهه ۹۰ از قرن پیش نهضت جنگل راه افتاد به رهبری یک روحانی مبارز برای احقاق حقوق محرومین و مستضعفین بعد هم در ۱۳۰۵ قیام مردم گیلان به رهبری آیت الله رسولی را داریم که حرکتی بی نظیر در عصر رضاخانی است. بعد ۱۳۰۷ انتشار کتاب طومار عفت به دست آیت الله نجفی جیلانی در رشت که منجر به تبعید ایشان شد و در سراسر کشور جریان سازی کرد. و موضوع حجاب را ۷ سال پیش از کشف حجاب مطرح و از آن دفاع کرد بعد هم تشکیل اتحادیه علمای اسلامی در تهران به دست مرحوم شیخ جواد حائری فومنی و تاسیس مدارس اسلامی در تهران و گیلان در دهه های ۳۰ و ۴۰ که قائمیه و مدرسه دین و دانش از آن قبیل اند. بعد هم حضور گیلانی ها در نهضت امام خمینی بعد هم ۸۰۰۰ شهید حالا هم مدافعان حرم. هیهات از این بی خبری مرگ اندود که برخی گیلانی ها را فراگرفته است که البته حاصل فعالیت پهلوی های خائن و خبیث است

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir