امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Wednesday, 21 November , 2018
امروز : چهارشنبه, ۳۰ آبان , ۱۳۹۷ - 13 ربيع أول 1440
شناسه خبر : 58412
  پرینتخانه » آخرین اخبار, اخبار گیلان, ویژه تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۰ |

گفتگویی خواندنی با نیمه پنهان مدافعان حرم گیلانی

روزی که همسرم گفت دوست دارد به سوریه برود هیچ حرفی نتوانستم بزنم فهمدیم روز عمل رسیده است؛ تا امروز همسرم ۵بار به سوریه رفت و هیچ وقت با وجود تمام تنهایی ها و سختی ها نتوانستم بگویم نرو،

گفتگویی خواندنی با نیمه پنهان مدافعان حرم گیلانی

۸دی؛ ولادت بانوی صبر و فداکاری حضرت زینب کبری (س) شاید بهترین بهانه باشد برای گفتگویی صمیمانه با چند تن از بانوان گیلانی که این روزها همسر مدافع حرم نام گرفته اند؛ بانوانی که همسرانشان بارها و بارها ترک یار و دیار کرده اند تا در آستان ارباب شان حسین (ع) سرافراز باشند و سربلند….

فاطمه بانوی گیلانی است که همسرش در قامت مدافع حرم ۵بار راهی حریم عقیله بنی هاشم شده است.

از حال و روزهای تنهایی هایش می پرسم، هرچند یاد آن روزها دلتنگی هایش را یادآور می کند اما با این حال افتخار در صدایش موج می زند و  می گوید: “همیشه در روضه ها و مجالس در دلم می گفتم صد افسوس که کربلا نبودم تا جانم را فدای حضرت زینب کنم و این حسرت همیشگی ادامه داشت تا روز عمل رسید و همسرم گفت باید به سوریه برود”.

نفس عمیقی می کشد گویا به دنبال انتخاب واژه ای مناسب برای بیان احساسش می گردد گویا در دایرالمعارف واژگان تمام کلمات برای بیان احساسش کوچکند.

فاطمه می گوید: “احساسم قابل توصیف نیست روزی که همسرم گفت دوست دارد به سوریه برود هیچ حرفی نتوانستم بزنم فهمدیم روز عمل رسیده است؛ تا امروز همسرم ۵بار به سوریه رفت و هیچ وقت با وجود تمام تنهایی ها و سختی ها نتوانستم بگویم نرو، چون این مسیر آزمونی سخت بود که با یک نه گفتن…”

جمله اش را ادامه نمی دهد، حتی به اندازه یک حرف هم نمی خواهد ارادتش به اربابش حسین(ع) زیرسوال برود.

بغضش را می خورد و می گوید: “تمام مدتی که همسرم کنارم نبود، نگاه و دست محبت بی بی را در زندگی خودم و فرزندانم حس می کردم و خیالم راحت بود که مرد زندگی ام زیر سایه حضرت زینب است”.

صدای شیرین زبانی رقیه جان که می آید، به دخترش نگاه می کند گویا خاطرات روزهای تنهایی با دخترش را مرور می کند.

**دخترم می گفت: کاش بابا یک لحظه بیاید خانه ببینمش بعد دوباره برود!

می پرسم برای رقیه سخت نبود دوری از پدرجانش؟ بدون لحظه ای درنگ جواب می دهد: “رقیه بی نهایت به پدرش وابسته است و همیشه رضایت و عشق پدرش را با رفتار و حرف های خود جلب می کند. وقتی قرار شد پدرش برود، رقیه خیلی ناراحت شد ولی بخاطر اینکه پدرش را خوشحال کند مخالفتی نکرد. رقیه ۱۰سال بیشتر ندارد ولی آنقدر درک بالایی داشت که هیچ وقت در طول مدتی که پدرش نبود جلوی کسی از نبود پدر خود گله و ابراز نگرانی نکرد که سرزنش نشود، که نگویند چرا پدرت رفت… ولی گاهی شب ها موقع خواب میگفت کاش بابا یک لحظه بیاید خانه ببینمش بعد دوباره برود!

بغضش می شکند و با گریه می گوید: “خانم زینب پشت و پناه همه مدافعان حرم و رزمندگان جبهه مقاومت باشد” و مابقی جملاتش بین هق هق گریه ها گم می شود.

**ته دل همسران مدافع حرم به نام حضرت زینب(س)قرص است

زهرا یکی دیگر از همسران مدافع حرم استان گیلان است که در دورهمی همسران مدافع حرم می بینمش با لبخند یک قدم نزدیک تر می آید و می گوید: “زمانی که همسرم برای بار اول قرار بود به سوریه برود درک صحیحی از دوری و نبودنش نداشتم و در ذهنم هزاران سوال بود ولی ته دلم به نام حضرت زینب(س)قرص بود”.

در حالی که با ذوق برای بار چندم ولادت خانم را تبریک می گوید، اضافه می کند: “چشم انتظاری و تنهایی با وجود همه خانواده و دوستان قسمت جداناپذیری از روزهای زندگی خانواده های مدافع حرم است ولی امان از بعضی حرف ها… هرچند ما کاری به حرف های دیگران نداریم، مسیر زینبی را ادامه می دهیم و با تمام وجود و با رضایت قلبی عزیزان خود را به دست حضرت زینب(س) سپردیم.

**آن زمان ها جنگ برای همه بود

نگاهم به یک خانم میانسال می افتد که میهمان این دورهمی است در تبریک ولادت پیشقدم می شوم، گویا صحبت هایم با همسران مدافع حرم را شنیده است؛ لبخند شیرینی می زند و می گوید: “در دوران جنگ هم تنها بودم، ۳بچه قد و نیم قدم را با دلهره بزرگ کردم ولی این جنگ با جنگ دفاع مقدس خیلی فرق دارد، آن زمان ها جنگ برای همه بود، همه هوای هم را داشتند ولی الان…!”.

او هم‌ نمی خواهد از تلخی زبان برخی ها بگوید، می گوید: “دعا می کنم خدا پشت و پناه سردار سلیمانی و رزمندگان جبهه مقاومت باشد و سال آینده ولادت عمه سادات در حرمش باشیم”.

**اگر بفهمند شما خیلی قیمت و ارزش دارید

یاد دیدار رهبر انقلاب با خانواده شهدای مدافع حرم می افتم آنجا که همسر شهیدی می گوید: “تمام دلتنگی هایم با این دیدار بر طرف شد” و آقا جواب می‌دهند: “خدا ان‌شاءالله همه‌ی دلتنگی‌های شما را در دنیا و آخرت برطرف کند. شما با این روحیه خیلی برای این کشور ارزش دارید، اگر بفهمند؛ بعضی‌ها این را نمی‌فهمند، اگر بفهمند شما خیلی قیمت و ارزش دارید”.

گفتگو از زینب شهبازپور

انتهای پیام/

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.