كلاهي كه كلاه پهلوي بر سر رسانه ملي گذاشت !

  • برای پیشرفت باید به نیروهای جوان و متخصص اعتماد کرد/ راهکار حفظ استقلال اقتصادی، اقتصاد مقاومتی است
  • تاریخ خبر : شنبه ۲۱ بهمن ۹۱ - ۱۸:۰۵

    کد خبر : 6907

    کلاهی که کلاه پهلوی بر سر رسانه ملی گذاشت !

    به گزارش واران نیوز به نقل از بولتن نیوز در مورد این سریال تا کنون حرفهای زیادی زده اند ونقدهای …

    به گزارش واران نیوز به نقل از بولتن نیوز در مورد این سریال تا کنون حرفهای زیادی زده اند ونقدهای بسیاری نیز برآن نگاشته اند ؛ از نوع بازیهای بازیگران ونحوه روایتگری کارگردان گرفته تا اجرای تاتر گونه وفقدان جذابیت لازم برای مخاطب .در این نوشتار نمی خواهیم به بازگویی هیچکدام از آنها بپردازیم که بی شک اگرچه تکرار آن برای توجه دست اندرکاران همچنان لازم به نظر می رسد اما نکات مهمتری هم وجوددارد که نباید باپرداختن به این مباحث از آن غافل شویم

    فرآیند تولید یک سریال تلویزیونی در شبکه های مختلف صدا وسیما با کمی اختلاف تقریبا مشابه هم است .ابتدا طرحی از سوی یک نویسنده ، طراح یا تهیه کننده به شورای طرح وبرنامه ارائه می شود .این طرح می تواند ابتدا به ساکن از سوی ارائه دهنده پیشنهاد شود ویا در پی یک سفارش از سوی مدیریت شبکه شکل بگیرد .البته در پروژه هایی اینچنین معمولا براساس سیاست های رسانه ملی طرح کلی به یک نویسنده یا تهیه کننده از ابتدا سفارش داده می شود لیکن در کل تفاوت چندانی ندارد .این طرح در شورای طرح وبرنامه بررسی وپس از تصویب ، مقررمی شود به پشتوانه برآوردمالی انجام شده ، فرآیند تحقیق ونگارش آن شروع شود .

    پس از تصویب نهایی فیلمنامه ها توسط فردی به نام ( ناظر محتوایی ) و یا مدیریت شبکه مراحل ضبط کار کلید می خورد . در مراحل ضبط تا تدوین اثر نیز فردی به نام( ناظر کیفی )در تمام مراحل برکیفیت اثر به لحاظ فنی ومحتوایی نظارت داشته ومراقبت می کند تا از این دو بعد سریال مورد نظر از آنچه ابتدا مقرر بود عدول نکرده یا تنزل نیابد. لذا همانطور که می بینیم از لحظه شکل گیری یک ایده تا تولید نهایی اثر حداقل در سه مرحله می تواند نظارت کیفی از سوی مدیریت شبکه صورت گیرد .به این ترتیب خیلی توقع بالایی نیست که با آن همه هزینه هنگفت در نهایت شاهد یک اثر کامل وبی نقص حد اقل به لحاظ فرم ومحتوا در سریالهای رسانه ملی باشیم .

    حال سوال اینجاست آیا در مورد این سریال به اصطلاح فاخر اما واقعا پرهزینه هم این فرآیند طی شده واگر شده آیا حاصل کار همان شده که باید ؟! به نظر می رسد مهمترین هدف طراحی شده برای سریال کلاه پهلوی به نقد کشیدن جریان مدرنیزاسیون در دوران خاندان پهلوی وبیان این نکته است که تجددطلبی مذکور برای ایران نه تنها هیچ چیز به ارمغان نیاورده بلکه تماما با دستان بیگانگان واهداف سوء ایشان نسبت به منابع استراتژیک ایران بطور از پیش طراحی شده وارد کشور شد وایادی مزدور داخلی وتحصیلکردگان خارجی در قالب روشنفکری نیز به عنوان ابزار دست بیگانگان ومجریان خواسته های ایشان تمام تلاش خود را مصروف داشتند تا به این شیوه به مملکت خیانت نموده وخودرا از سودهای مادی گوناگون بهره مند سازند . این که این سناریو وبه این شکل که بیان شد اساسا درست است یا خیر باید در جای دیگری به آن بپردازیم ودر خصوص آن از منظر جامعه شناسی وتاریخ سیاسی ایران بحث کنیم اما آنچه دیده می شود اینست که لا اقل رسانه ملی سوای درست یا ندرست بودن ، کامل یا ناقص بودن ، قصد دارد این مطلب را در سریال خود بیان کند. برای نیل به این هدف نیز نویسنده وکارگردان نام آشنای اثر این بار به طرز توهین آمیزی یک روستای فرضی عقب افتاده در ناکجاآباد را با چندین خان ویکی دو شخصیت نمادین به عنوان نماینده طبقه مذهبی سنتی ومذهبی روشنفکر وبازاری و…. به عنوان نمادی از کشور ایراندر عهد پهلوی انتخاب کرده واینگونه خواسته تمام اتفاقات ۵۰ سال تاریخ ایران را در آن خلاصه نماید .تاکید می کنم که به لحاظ درام ، شخصیت پردازی ، روایت ، صحنه پردازی ، کارگردانی ، نویسندگی وهرآنچه در خصوص یک سریال عادی قابل بحث وطرح است می توان سطر های زیادی نوشت که جای بحث بسیار دارد اما علی رغم میلمان از آن می گذریم چرا که دیگران تا حد زیادی گفته اند با اینحال دو نکته مهم را نمی شود نا دیده انگاشت وبه راحتی از کنارآن گذشت- ساده انگاری و سطحی نگری :
    سوال مهم اینست که نویسنده وکارگردان محترم چگونه به خود اجازه داد تا ایران وسیع با آنهمه فراز وفرود سیاسی اجتماعی در دوران اواخر قاجار و مشروطه تا سلسله پهلوی را تنها با یک سری حوادث شخصی در خارج از کشور ونهایتا در یک روستای خیالی در ناکجا آبادی مفلوک خلاصه کند ؟ آیا باورپذیر است مدرنیته را تنها با یک خیابان و چند زن بدون چادر نشان دهیم وسپس بخواهیم آن را محکوم کنیم ؟ پیشینه آزادی خواهی مردم ایران در دوره قاجار ودر عین حال ۱۵۰ سال سلطه عجیب قاجار برایران با آنهمه تبعات سیاسی اجتماعی آن برای ایران که زمینه لازم برای پذیرش مدرنیزاسیون را فراهم کرد در کجای این سریال دیده می شود ؟ آیا می توان پذیرفت (کلاه پهلوی) تنها با نطق دست وپاشکسته یک مامور دولتی ظرف مدت بیست دقیقه جای خود را به( کلاه شاپو) در ایران بدهد؟ ….. صدها سوال از این دست نشان می دهد که کارگردان محترم بیننده را عوام تر از عوام فرض کرده است وشکی نیست وقتی چای قند پهلوی خود را هنگام نوشتن فیلمنامه در استکان کمر باریک ناصرالدین شاهی خود می نوشید کوچکترین اهمیتی نداد که قرنها چه برسر این ملت آمده که هنوز در پس این همه سال عکس شاه قاجار از دور استکان کمر باریک وکمر قلیان دسته بلند آنها پاک نمی شود!!! چگونه ممکن است پدیده مهمی همچون مدنیزاسیون را بدون تحلیل اوضاع سیاسی اجتماعی حاکم برایران که باعث سالها سلطه دیکتاتوری پهلوی در پس حکومت بی قید ولجام گسیخته قاجار براین ملت شد ، نوشت وتحلیل کرد واز همه مهمتر انتظار تاثیرگذاری بر مخاطب را نیز داشت ؟ مگر آنکه همه مخاطبین را عوام وبی سواد محض فرض کنیم وباور داشته باشیم همه آنها چشم وگوش خود را تنها به این سریال سپرده اند که چه می گوید تا آویزه گوش کنند بدون هیچ اما واگری !! .
    ۲- فقدان منطق وتاثیرگذاری عکس بر مخاطب :
    علی رغم آنچه گفته شد دست اندرکاران سریال والبته مدیران رسانه ملی انتظار دارند در پایان این مجموعه ، مخاطب بپذیرد که «اجرای مدنیزاسیون به آن شکل اصلا مناسب ایران نبوده وباید آنرا پدیده ای شوم بدانیم که صرفا غربی ، متناسب با شرایط اجتماعی – اقتصادی وسیاسی غرب وماحصل جریان تاریخی فرهنگ وتمدن آن خطه بودو هیچ سنخیتی با فرهنگ وجامعه ایرانی نداشته وندارد . از اینرو بی شک شاه وخاندان پهلوی خائن بوده ولذا حرکت انقلابی مردم ایران در پی این رویکرد شاه امری محتوم بود که باید صورت می گرفت وخاندان پهلوی برچیده می شد.!» وقتی آنقدر سطحی به مدرنیزاسیون نگاه می شود وآنطور غیر علمی اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در عصر پهلوی به تصویر کشیده می شود دور از انتظار نیست که اینطور سطحی وشتاب زده نیز به عوامل شکل گیری پیروزی انقلاباسلامی وحرکت مردم در سالهای ۴۲ تا ۵۷ به عنوان آخرین انقلاب بزرگ تاریخ نگریسته شود . انقلابی که اساس آن برپایه دینمداری بود ونقد مدرنیته تنها یکی از عوامل موثربر آن محسوب می شد .
    … اما مهم آنکه اگر با تمام کاستی ها همین حد اقل را به عنوان یک هدف برای طراحان این سریال در نظر بگیریم باز می توانست قابل قبول باشد به شرط آنکه لا اقل می توانستیم ببینیم در این سریال از ابزار مناسبی برای نیل به همین هدف حد اقلی استفاده شده واساسا سریال توانسته (ویامهمتر آنکه خواسته !) به این سمت برود. متاسفانه آنچه عملا در سریال تلویزیونی کلاه پهلوی شاهد آن هستیم ، در تمام صحنه ها، دیالوگهای توام با منطقی استوار ومحکم از سوی طرفداران تجدد ودر مقابل منطقی ضعیف و متعصبانه وتند از سوی طرفداران سنت ویا درست تر بگوییم دین مداری است ! واین چیزی است که تعجب بیننده آگاه ونکته سنج را برمی انگیزد ودر ضمیر ناخودآگاه مخاطب بی درنگ نفوذ می کند . قرار بود نویسنده وکارگردان حس هم ذات پنداری مخاطب را در جهتی هم سو با اهداف اثر برانگیزد نه آنکه بیننده رابه سمتی دیگر سوق دهد .این درحالی است که در سرتاسر سریال شاهد نطقهای محکم طرفداران نوسازی ومنطق ضعیف گروه مقابل در پاسخگویی هستیم چیزی که بیننده با هوش به خوبی درمی یابد . حتی رفتار وکردار وپوشش این طیف به جای سنت آکنده از تعصب ودگم اندیشی و تحجر است در حالی که گروه مقابل شیک وتمیز وخوش پوش وخوشگو نشان داده شده اند که هم ذات پنداری مخاطب را به شدت به سوس خود برمی انگیزاند .در این سریال فاخر وپرهزینه که بی شک می بایست انواع نظارتهای کیفی ومحتوایی با دقت ووسواس بیشتر در آن انجام می شد از قابلیتهای بی حد آموزه های دینی آنگونه که شایسته بود ، حد اقل به میزان اثر گذاری آن بر تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران ، سخنی شایسته در میان نیست . اینجاست که می توان گفت : کلاه پهلوی بر سر رسانه ملی کلاه گذاشت!! .
    موضوع عدم نظارت برمحتوای تولیدات رسانه ملی هر از گاهی از سوی منتقدین گوشزد می شود اما این مهم گویا قرارنیست حل شود جالب اینکه همانطور که دیدیم حد اقل سه مرحله نظارت در فرآیند تولید پیش بینی شده است از اینرو می توان نتیجه گرفت یا این نظارتها کاملا اسمی وغیر واقعی است ویا اینکه ناظران از سواد ، دانش وبینش کافی برخوردار نیستند که در هردو حالت برازنده نیست. چه اشکالی دارد حتی در پایان یک سریال یک پژوهش تحلیل محتوا توسط نهاد های تحقیقاتی بی طرف ( نه واحد پژوهش سازمان صدا وسیما که خود وابسته به آن سازمان است ) ضورت پذیرد تا این کاستی ها تحلیل وبررسی شده وبرای آینده مورد توجه قرارگیرد ؟ به هرحال باید سریال فاخر ! کلاه پهلوی را از ابعاد مختلف ناموفق ارزیابی کرد .این سریال نه تنها نتوانست آنگونه که باید در جذب مخاطب موفق باشد (حداقل در مقایسه با سریالهای دم دستی شبکه های ماهواره ای ) ونه تنها نتوانست به پشتوانه تحقیقی جامع وکامل تصویری از ایران آن عصررا به نمایش در آورد بلکه حتی در عمل به گونه ای عمل کرد که در مخاطب اغلب تاثیری مخالف آن چیزی که انتظار می رفت بر جای گذاشت .

    کلیه حقوق برای پایگاه خبری واران نیوز محفوظ است
    Desgined & Programmed by AmirHz.ir